متن و ترجمه آهنگ Jigsaw Falling Into Place از Radiohead نهمین ترک از آلبوم In Rainbows که سال 2007 منتشر شد.
سلام بدونیمی های عزیزم ایتس یور بوی حسی، امروز متن و ترجمه آهنگ Jigsaw Falling Into Place رو براتون آماده کردم و قراره به یکی دیگه از شاهکارهای Radiohead گوش کنیم.
Radiohead یکی از برجسته ترین گروه های راک تاریخ موسیقی هست و این گروه بریتانیایی ابتدا سال 1985 با نام On A Friday فعالیت خودش رو شروع کرد و بعدها نامشون به چیزی که الان هست تغییر کرد. تا امروز خیلی از ترک های ماندگارشون رو ترجمه کردم و کافیه توی قسمت جستجوی سایت Radiohead رو سرچ کنید تا علاوه بر آهنگ ها کلی اطلاعات دیگه رو دربارشون بخونید ( چون در حال حاضر مبتلا به سندروم فراخ بودن شدم و حوصله معرفی گروه ندارم ).

تام یورک درباره آهنگ Jigsaw Falling Into Place گفته متن ترانه مستقیماً از تجربیات و مشاهدات خودش از زندگی شبانه در مرکز شهر آکسفورد الهام گرفته شده: من مدتی در مرکز شهر آکسفورد زندگی میکردم. این آهنگ درباره همون زمانی هست که آخر هفته ها از خانه بیرون میرفتم و میدیدم که مرکز شهر به تصرف آدم هایی دراومده که کاملاً مست و پاتیل شدن. این ترانه یک جور مشاهده گری است. حس و حالی در اون وجود داره که انگار میگه: “خب، برو که رفتیم”. اما در عین حال یک نیمه بسیار تاریک و گزنده هم در اون هست. عبارت ” Before you’re comatose ” دقیقاً درباره همین موضوع است، این حالت که افراد اونقدر مینوشند تا همه چیز رو فراموش کنن و به نوعی از شر واقعیت خلاص بشن.»
Jigsaw Falling into Place درباره آشفتگی و احساس بیهودگی در روابط گذرا از زبان کسی هست که برای فرار از تنهایی و فراموشی این کابوس حاضره تن به هر کاری بده.
بسیار خب دیگه بریم سراغ متن و ترجمه آهنگ Jigsaw Falling into Place امیدوارم خوشتون بیاد و مثل همیشه حرفی سخنی بود بهم بگید.
کانال تلگرام و پیج اینستاگراممون رو هم دنبال کنید حتما:
Jigsaw Falling Into Place :
متن و ترجمه آهنگ Jigsaw Falling Into Place :
[Verse 1]
Just as you take my hand
Just as you write my number down
Just as the drinks arrive
Just as they play your favourite song
As your bad day disappears
No longer wound up like a spring
Before you’ve had too much
Come back in focus again
The walls are bending shape
They’ve got a Cheshire cat grin
All blurring into one
This place is on a mission
Before the night owl
Before the animal noises
Closed circuit cameras
Before you’re comatose
دقیقا همون لحظه که دستم رو میگیری
همون لحظه که شمارم رو یادداشت میکنی
همون لحظه ای که نوشیدنی ها میرسن
همون لحظه ای که آهنگ مورد علاقت رو پخش میکنن
همونطور که روز بدت ناپدید میشه
و دیگه مثل یه فنر فشرده شده نیستی
پیش از اینکه زیاده روی کرده باشی
دوباره حواست رو جمع کن
دیوارها دارن خم میشن
یه حالتی مثل لبخند گربه چشایر به خودشون گرفتن
همه چیز داره تار و درهم میشه
انگار این مکان یه ماموریت داره
پیش از اومدن جغد شب
پیش از بلند شدن صداهای حیوانی
دوربین های مداربسته
پیش از اینکه به حالت کما بری
( از ابتدای آهنگ هر بار Just as میاد نشون دهنده یک گام رو به جلو در یک رابطس همه چیز عالی پیش میره طوری که یک روز سخت فراموش میشه و راوی از حالت مضطرب ( فنر فشرده شده ) خارج میشه. اما بلافاصله متوجه میشه حالت مستی داره بهش غلبه میکنه و ممکنه لحظه های خوبی که تجربه کرده رو فراموش کنه. با وارد شدن به مرحله مستی فضایی که توش قرار داره ماهیت واقعی خودش رو از دست میده که اشاره داره به غیر واقعی بودن اون سرمستی که در ابتدا احساس کرده. گربه چشایر همون گربه ای هست که در داستان آلیس در سرزمین عجایب به لبخند موذیانش معروف بود و نکته جالش این بود که وقتی محو میشد آخرین چیزی که ازش دیده میشد لبخندش بود. حالا راوی احساس میکنه نمیتونه با کسی که باهاش آشنا شده ارتباط بگیره، صداهای حیوانی اشاره داره به اتفاقایی که اطرافش در حال رخ دادنه چون جایی که هستن همه دارن نوشیدنی استفاده میکنن، کم کم اون احساس تنهایی و تحت نظر بودن میاد سراغش و میگه انگار وظیفه جایی که توش هستیم اصلا همینه که آدما رو از حالت عادی خارج کنه تا همه چیز رو فراموش کنن. البته این چیزی که من گفت یکی از تفسیرها هست بعضیا معتقدن راوی داره حالت های دختری که باهاش هست رو توصیف میکنه و با توجه به اینکه در ادامه میگه من واقعا مست نشدم و فقط تظاهر کردم، دوربین مداربسته و به حالت کما رفتن علامت یه نقشه شوم هست. با این تفسیر راوی نمیخواد طرف مقابلش جایی که دیده میشن از مستی بیهوش بشه و قصدش اینه که با خودش ببرتش، البته بعید میدونم چنین تفسیری درست باشه. )
[Verse 2]
Before you run away from me
Before you’re lost between the notes
The beat goes ’round and ’round
The beat goes ’round and ’round
I never really got there
I just pretended that I had
Words are blunt instruments
Words are sawn-off shotguns
Come on and let it out
Come on and let it out
Come on and let it out
Come on and let it out
Before you run away from me
Before you’re lost between the notes
Just as you take the mic
Just as you dance, dance, dance
قبل از اینکه ازم فرار کنی
قبل از اینکه بین نُت ها گم بشی
ریتم آهنگ مدام تکرار میشه
ریتم آهنگ مدام تکرار میشه
من هرگز واقعا اون حس رو تجربه نکردم
فقط تظاهر کردم که به اون حس رسیدم
کلمات ابزارهای کُندی هستن
کلمات مثل شات گان های لوله کوتاه هستن
بجنب همه چیزو بیرون بریز
بجنب همه چیزو بیرون بریز
بجنب همه چیزو بیرون بریز
بجنب همه چیزو بیرون بریز
قبل از اینکه ازم فرار کنی
قبل از اینکه بین نُت ها گم بشی
درست همون لحظه که میکروفون رو دست میگیری
درست همون لحظه که میرقصی، میرقصی، میرقصی
( تمام تلاش راوی از ابتدا این بود که بتونه قبل از اینکه طرف مقابلش هوشیاریش رو از دست بده باهاش ارتباط برقرار کنه اما اون داره توی فضایی که هستن گم میشه و این برای راوی مثل یه فرار هست. راوی برای فرار از تنهایی فقط ماسکی از خوشی به چهره داشته و حتی نزدیک به اونچه طرف مقابلش احساس میکنه نیست. از اونجایی که طرف مقابلش مست شده صحبت کردن باهاش بی فایدس برای همین کلمات به ابزاری کُند تشبیه میشن و معتقده حتی میتونن مثل یه شات گان لوله کوتاه که از فاصله نزدیک شلیک میشه و هدفش رو متلاشی میکنه ویرانگر هم باشن. چون کلمات بی فایده هستن راوی از پارتنرش میخواد اون احساس که درونش انباشته شده رو با فریاد یا حرکات فیزیکی بیرون بریزه برای همین توی دو خط آخر از میکروفون و رقصیدن صحبت میشه. توی این حالت فرد واقعا در حال پارتی کردن و خوش گذروندن نیست بلکه داره خودشو خالی میکنه کاری که کلمات نمیتونن براش انجام بدن. )
[Chorus]
A jigsaw falling into place
So there is nothing to explain
You eye each other as you pass
She looks back, and you look back
Not just once, and not just twice
Wish away your nightmare
Wish away the nightmare
You got the light, you can feel it on your back
A light, you can feel it on your back
Your jigsaw falling into place
تکه های پازل دارن سر جای خودشون قرار میگیرن
پس دیگه هیچی برای توضیح دادن باقی نمونده
وقتی از کنار هم رد میشین چشم تو چشم میشین
اون به عقب نگاه میکنه و تو هم به عقب نگاه میکنی
نه یه بار، نه دوبار
دعا میکنی کابوست تموم بشه
دعا میکنی این کابوس تموم بشه
نور رو داری، میتونی پشت سرت حسش کنی
نوری که میتونی پشتت حسش کنی
تکه های پازلت داره سرجاش قرار میگیره
( Jigsaw falling into place به معنی حل شدن معما یا جور شدن کارها هست اما اینجا معنیش مثبت نیست. با به پایان رسیدن شب تکه های پازل کنار هم قرار میگیرن و راوی متوجه پوچی این رابطه که خیلی سریع شکل گرفته میشه، حتی ممکنه اونچه تا الان داشته دربارش صحبت میکرده فقط یه توهم بوده باشه چون این دو نفر از کنار هم عبور میکنن اصلا با هم نیستن پس نیازی به توضیح بیشتر نیست. لحظه ای که از کنار هم رد میشن نشون میده هنوز جرقه های اون ارتباط اولیه بینشون برقراره برای همین چند بار برمیگردن و همدیگه رو نگاه میکنن این حتی براشون یاد آور کننده لحظه ابتدایی رابطه و وقتی اولین بار همو دیدن هم هست. کابوسی که ازش صحبت میشه در واقع همون تنهایی هر آدمی هست، اتفاق هایی که با شروع شب توصیف میکنه ابتدا خوشایند هستن و رفته رفته حالتی کابوس وار به خودشون میگیرن درست مثل رابطه ای که در ابتدا شیرینه اما با گذشت زمان تلخ میشه. کسی که باهاش آشنا شده رو به نوری موقت تشبیه میکنه که حالا پشت به پشت هم دارن دور میشن و هنوز در گذشتش حسش میکنه. راوی تمام تلاش خودش رو کرده حتی سعی داشت خودش رو به رنگ آدم های اطرافش دربیاره اما بی فایدس و در نهایت پازل کامل میشه اون دوباره تنهاس. )











آره واقعا حق اسپانیا بود خیلی تیم خوبی داشتن برای آرژانتینم ناراحت شدم کلا دوتا تیمی که دوستشون داشتم فینال بودن
وای حسام فینالو دیدی؟ از هیجان داشتم از در و دیوار بالا می رفتم
کاش برای امتحانات هم میتونستم همین قدر بیدار بمونم😭🤣
ولی جدی اسپانیا ۳ صفر باید می شد
دو تا گل مخصوصا اولی خیلی ظالمانه حساب نشد