متن و ترجمه آهنگ Somersault از گروه I Got You On Tape دهمین ترک از آلبوم 2 که سال 2007 به همراه یک موزیک ویدئو منتشر شد.
سلام بدونیمی های عزیزم ایتس یور بوی حسی چطورید؟ امروز متن و ترجمه آهنگ Somersault رو براتون آماده کردم. خیلی اتفاقی در اعماق پلی لیستم دوباره دیدمش و گفتم چرا که نه همین رو ترجمه میکنم.
I Got You On Tape یک گروه دانماری ایندی پاپ هست که سال 2004 تشکیل شد و تونست به خاطر سبک اتموسفریک و غم آلود خودش مورد توجه قرار بگیره. آهنگ هاشون یه ترکیبی از ایندی راک، پست-پانک ریوایول و رگه هایی از موسیقی جاز و راک تجربی هست. آنچنان فعال و پرکار نیستن و بیشتر شهرتشون رو هم به خاطر همین آهنگ Somersault بدست آوردن. اما به نظرم واقعا حیفِ که گروهی با این استعداد آنچنان که باید بهش پرداخته نشد.

آهنگ Somersault از زبان شخصی روایت میشه که داره داستان آگاه شدنش رو برامون تعریف میکنه این شخص بعد از مدت ها متوجه میشه چیزهایی که ازش میترسیده و فکر میکرده خطرناک هستن در واقع طبل تو خالی بودن. شخص یا گروهی رو تصور کنید که سالها بهتون زور میگفتن تحقیرتون میکردن اما متوجه میشید تمام این مدت بی دلیل توی ذهنتون بزرگشون کردید و چیزی جز لب و دهن نبودن!
بسیار خب دیگه بریم سراغ متن و ترجمه آهنگ Somersault امیدوارم خوشتون بیاد و مثل همیشه حرفی سخنی داشتید بهم بگید حسی اینجاس.
کانال تلگرام و پیج اینستاگراممون رو هم دنبال کنید حتما:
Somersault :
متن و ترجمه آهنگ Somersault :
[Verse 1]
And I never drank alcohol and I never got high
It was the end of a hundred years that took me by surprise
What I thought to be dangerous, on the verge of a smile
Turning out to be nothing more than hiss and overdrive
و من هرگز الکل ننوشیدم و هرگز مست/نئشه نبودم
این پایان یکصد سال بود که منو غافلگیر کرد
چیزی که فکر میکردم خطرناکِ، در آستانه یک لبخند
مشخص شد چیزی بیشتر از نویز و صدای تو خالی نبوده
( راوی داره از یک تغییر باور بزرگ صحبت میکنه و میگه من تحت تاثیر الکل یا ماده مخدر نبودم بلکه کاملا هوشیارانه و منطقی به این نتیجه رسیدم و این رشد و بلوغ ذهنی بعد از این همه مدت ( که به صد سال تشبیهش میکنه ) غافلگیرم کرده. حالا متوجه شده چیزهایی که یک عمر فکر میکرده خطرناک هستن چیزی جز یک سری صدای نامفهوم نبودن همین باعث میشه لبخندی از روی تمسخر یا آرامش روی لبش بیاد. Hiss به صدای نویزی که از بلندگو میاد گفته میشه و overdrive مربوط به گیتار الکتریک میشه و افکت صوتی هست که روی فرکانس ها میاد و صداشو ترسناک یا خشن میکنه. )
[Chorus]
And there is nothing or no one that powerful
And the light that shines upon you says the same
When I wake up, I’m doing a somersault
For the ones who never dared to speak my name
و هیچ چیز و هیچکس به اون اندازه قدرتمند نیست
و نوری که روی تو تابیده میشه هم همین رو میگه
وقتی بیدار میشم به افتخار کسایی که هیچ وقت جرات نکردن
اسمم رو به زبون بیارن یه پُشتک میزنم
( نوری که ازش صحبت میشه حقیقتی هست که براش آشکار شده و اون پوچ بودن ترس هاش هست. انسان از چیزی که درون تاریکی هست میترسه نه از خوده تاریکی اینجا آگاهی به نوری تشبیه شده که درون تاریکی رو نمایان میکنه و راوی متوجه میشه هیچ چیزی ( جامعه، شخص یا باورهای قدیمی ) قدرت متوقف کردنش رو نداره. شروع کردن روز با پشتک زدن به این معنا هست که آگاه شدن بهش احساس سبکی و آزادی داده و بر سنگینی گذشتش غلبه کرده. و اما نکته جالب ماجرا اینجاس که پُشتک اول صبحش رو تقدیم میکنه به همه کسایی که باهاش دشمنی میکردن و نادیده میگرفتنش ولی حالا دیگه حتی جرات آوردن اسمش رو هم ندارن. )
[Verse 2]
I am shy and mysterious when I say my goodbyes
When I part with the ones I’ve come to love throughout my life
When the times are miraculous, when I stop to think twice
When I sleep in the bushes next to where the treasure lies
موقع خداحافظی هام وقتی از کسایی که در طول زندگی عاشقشون بودم
جدا میشم خجالتی و مرموز میشم
وقتی همه چیز بر وفق مرادِ ( روزگار معجزه آساست )، وقتی دست نگه میدارم تا بیشتر فکر کنم
وقتی میون بوته ها درست جایی که کنار گنج قرار داره میخوابم
( اینجا راوی داره از درونگرایی و آسیب پذیری خودش صحبت میکنه دوری و جدایی از عزیزانش براش بسیار سخت هست برای همین نقابی از خجالت و مرموز بودن میزنه تا عمق وابستگیش دیده نشه. راوی حتی در بهترین لحظات زندگیش که به روزگار معجزه آسا تشبیهش میکنه باز کورکورانه غرق در خوشی نمیشه و دنبال درک معنای واقعی پشت اونهاس. گنجی که در پایان ازش صحبت میکنه در واقع همون آگاهی هست که بدست آورده و به جای اینکه گنج رو برداره بین علف ها و جایی که از دید دیگران پنهان هست کنارش میخوابه به کسی نشونش نمیده تا آلوده به هیاهو دنیا نشه. راوی در قسمت قبل داشت با پشتک زدن قدرت خودش رو به رخ میکشید اما در خلوت خودش همون آدم درونگرای مرموز هست با این تفاوت که گنج زندگیش رو پیدا کرده و کنار خودش نگهش میداره. )
[Bridge]
With a devil in the words that you speak to me
When there’s nothing left and we are at the end
In the heavens, you laugh at me secretly
Where it echoes over and over again
وقتی باهام صحبت میکنی میون حرفات شیطانی نهفته هست
وقتی دیگه چیزی باقی نمونده و در نقطه پایان قرار داریم
در آسمان ها تو مخفیانه به من میخندی
جایی که صداش بارها و بارها پژواک میشه
( اینجا میاد تمام اتفاق هایی که در قسمت های قبلی میگفت رو رمزگشایی میکنه. راوی در واقع تونسته از یک رابطه یا موقعیت سمی و تحقیر آمیز رها بشه جایی که حرف ها فریبنده بودن، خنده ها تحقیر آمیز بودن. اینجا داریم یه فلش بک میزنیم به اینکه داستان از کجا شروع شده. در اون موقعیت پر از دروغ کسی از بالا به راوی نگاه میکرده داره به شکل تحقیر آمیزی بهش میخنده و اون صدایی که در ابتدا میگفت ازش میترسه در واقع همین پژواک صدا هست و پشتکی که بعد از بیداری میزنه یک نوع مقابله با این تحقیرهاس. )
[Chorus]
And there is nothing or no one that powerful
And the light that shines upon you says the same
When I wake up, I’m doing a somersault
For the ones who never dared to speak my name
و هیچ چیز و هیچکس به اون اندازه قدرتمند نیست
و نوری که روی تو تابیده میشه هم همین رو میگه
وقتی بیدار میشم به افتخار کسایی که هیچ وقت جرات نکردن
اسمم رو به زبون بیارن یه پُشتک میزنم










