متن و ترجمه آهنگ Videotape از Radiohead دهمین و آخرین ترک از آلبوم In Rainbows که سال 2007 منتشر شد.
سلام بدونیمی های عزیزم ایتس یور بوی حسی، چطورید؟ امروز متن و ترجمه آهنگ Videotape رو براتون آماده کردم و از اونجا که وقتی اسم از Radiohead میاد بنده روحم به پرواز درمیاد و نمیتونم توضیحات کوتاه بدم خودتون رو آماده کنید برای یه مقدمه و البته توضیحات بین لیریک طولانی.
در سپتامبر 2005 آهنگ Videotape در کنار چند آهنگ دیگه از دوران ساخت آلبوم In Rainbows روی تخته سیاهی دیده میشد که عکسی ازش در وبلاگ گروه به اسم Dead Air Space منتشر شده بود. در مارس 2006 گروه دوباره عکسی از یک تخته سیاه منتشر کرد که این بار فهرستی از آهنگایی بود که برای تور آیندشون تمرین میکردن. Videotape باز هم بین قطعاتی مثل Reckoner و Bodysnatchers از آلبوم In Rainbows و همینطور آهنگای Morning Mr. Magpie و Burn the Witch به چشم میخورد.
ماه بعد Thom Yorke اولین ورس آهنگ رو در وبلاگ Dead Air Space منتشر کرد و همین موضوع باعث شد انتظار طرفدارها برای شنیدن کارهای جدید Radiohead از قبل هم بیشتر بشه.
در 18 می 2006 گروه برای اولین بار آهنگ Videotape رو در کنسرتی در سالن Hammersmith Apollo لندن اجرا کرد و حتی اجرای افتتاحیه کنسرتشون رو به این آهنگ اختصاص داد. طرفدارهایی که در اون اجرا حضور داشتن و همین طور صدها نفری که نسخه های ضبط شده غیررسمی کنسرت رو دانلود کرده بودن، معتقد بودن این یکی از بهترین آهنگ هایی بوده که گروه تا اون زمان ساخته.
Thom Yorke در مصاحبه ای با مجلهی NME در سال 2007 درباره روند طولانی کار روی این آهنگ و تلاش گروه برای رسیدن به نسخه نهایی صحبت کرد. اون این روند رو نمونه ای از شیوه کار Radiohead در جلسات ضبط آلبوم In Rainbows میدونست:
“بعضی روزا اتفاقات بزرگی میافتاد و به پیشرفت های مهمی میرسیدیم اما بعدش ناگهان همه چیز متوقف میشد. برای من Videotape یکی از همون پیشرفت های بزرگ بود. هر کاری که فکرش رو بکنید باهاش امتحان کردیم. یه روز تصمیم گرفتم آهنگ بر اساس یه ضرب آهنگ سریع و منظم چیزی شبیه ریتم چهار ضربی ساخته بشه و همه چیز از همون شروع بشه. کلی ایده و ساز مختلف بهش اضافه کردیم. اما چند ماه بعد که برگشتم، دیدم Jonny و Nigel Godrich تهیه کننده گروه تقریباً همه چیز رو حذف کردن و آهنگ رو به ساده ترین شکل ممکن برگردوندن. چیزی که باقی مونده بود یه ساختار خیلی خلوت و مینیمال بود که واقعاً فوق العاده از آب دراومد.”
وقتی Radiohead در اکتبر 2007 آلبوم In Rainbows رو منتشر کرد، طرفدارهایی که اجرای اولیه Videotape رو شنیده بودن از تغییرات زیاد نسخه نهایی و ساده تر شدن تنظیم آهنگ حسابی غافلگیر شدن. بحث درباره اینکه کدوم نسخه بهتره هنوزم بین طرفدارها ادامه داره. البته به نظر من این نسخه مینیمال آلبوم خیلی بهتره.
نسخه اجرای زنده سال 2006 تنظیمی پرانرژی تر و متداول تر داره و با ریتمی قدرتمند و رو به جلو احساسات موجود در آهنگ رو پررنگ تر میکنه. اما نسخه استودیویی خیلی خلوت تر و آسیب پذیرتره به طوری که ریتم درامز طوری طراحی شده که صدای چرخیدن نوار فیلم یا ویدئو از حلقه خودش رو تداعی کنه.

آهنگ Videotape از زبان شخصی روایت میشه که انگار خودش رو در آستانه مرگ میبینه و سعی داره آخرین حرفا و خاطراتش رو برای آدمای مهم زندگیش به جا بذاره. اون نمیتونه رو در رو با عزیزانش خداحافظی کنه برای همین تصور میکنه با ضبط یک نوار ویدئویی میتونه لحظات مهم زندگی و احساساتش رو برای اونا زنده نگه داره چیزی که حتی بعد از مرگش هم باقی بمونه.
راوی در طول آهنگ به خاطراتش، زیبایی لحظات زندگی و آدمی اشاره میکنه که در روزهای سخت براش نقطه اتکا بوده. انگار تازه در آستانه پایان زندگی متوجه ارزش چیزهایی شده که تجربه کرده و حالا میخواد اونا رو برای همیشه ثبت کنه. بعضی از طرفدارها این آهنگ رو نوعی پیام خداحافظی پیش از خودکشی میدونن و بعضی دیگه اون رو درباره پذیرش مرگ و مرور خاطرات در واپسین لحظات زندگی تفسیر میکنن. با این حال در هر دو برداشت، مضمون اصلی آهنگ تلاش برای حفظ خاطرات و ارتباط عاطفی با آدماییه که حتی در غیاب راوی هم براش اهمیت دارن.
بسیار خب دیگه بریم سراغ متن و ترجمه آهنگ Videotape امیدوارم لذت ببرید و پیشاپیش عذر میخوام که توضیحات طولانی هستن، حرفی سخنی هم داشتید بهم بگید.
کانال تلگرام و پیج اینستاگراممون رو هم دنبال کنید حتما:
Videotape :
متن و ترجمه آهنگ Videotape :
[Verse 1]
When I’m at the pearly gates
This’ll be on my videotape, my videotape
وقتی به دروازه های مرواریدی بهشت برسم
این توی نوار ویدئوییم خواهد بود، نوار ویدئوییم
( pearly gates استعاره از رسیدن به لحظه مرگ و دیدن اون دنیاس و راوی داره از مرور زندگی در لحظه مرگ صحبت میکنه. البته videotape معانی زیادی میتونه داشته و چون با Radiohead طرفیم به تک تکشون میپردازم:
این بخش رو میشه اینطور تفسیر کرد که نوار ویدئویی قراره راهی برای زنده موندن خواننده روی زمین و جاودانه شدنش باشه. اما یه تناقض تلخ هم وجود داره، نوار VHS خودش یه رسانه ازبین رفته و قدیمیه و حتی اگه خاطراتش روی اون ثبت شده باشن تا وقتی کسی تماشاشون نکنه انگار هیچ وقت وجود نداشتن. در واقع، صرف ثبت شدن خاطرات به معنی زنده موندن اونا نیست.
از طرف دیگه نوار ویدئویی میتونه استعاره ای از مفهوم کارما هم باشه. در باورهای اولیه کارمایی گفته میشد روح انسان تحت تأثیر اعمالش شکل میگیره و بعد از مرگ بر اساس میزان و تأثیر اون اعمال در قالبی تازه متولد میشه. از این منظر نوار ویدئویی میتونه نمادی از ثبت تمام کارهایی باشه که یک انسان در طول زندگی انجام داده و در نهایت سرنوشتش رو رقم میزنن.
یا اصلا میشه گفت منظورش از نوار ویدئویی یه نوار واقعی نیست. احتمالاً این بخش به نظریه فعالیت مغز در چند دقیقه پایانی قبل از مرگ اشاره داره، این ایده که ممکنه درست قبل از خاموش شدن کامل مغز خاطرات مهم و خوشایند زندگی به شکل یه مرور سریع از جلوی چشم انسان بگذرن. در واقع راوی میگه لحظات پایانی که در کنار عزیزانش سپری میکنه، روی نوار ویدئویی استعاری ذهنش ثبت میشن، یعنی قراره این لحظات به بخشی از خاطراتی تبدیل بشن که در آخرین لحظات فعالیت مغزش دوباره به یادشون میاره. )
When Mephistopheles is just beneath
And he’s reaching up to grab me
وقتی شیطان درست زیر پامِ
و دستشو دراز میکنه تا منو بگیره
( Mephistopheles موجودی شیطانی و پلید در افسانه ها و فولکلور آلمانیه که در اینجا نمادی از شر و پلیدی در نظر گرفته شده. راوی تصور میکنه که این موجود با تمام قدرت تلاش میکنه تا درست در آستانه ورودش به بهشت، یعنی پشت دروازه های مرواریدی بهشت اون رو به سمت خودش بکشه. این روایت تا حدی از نمایشنامه تراژیک و دوبخشی Faust نوشته Johann Wolfgang von Goethe الهام گرفته شده. در این نمایشنامه شخصیت اصلی یعنی فاوست تمام عمرش رو در جست و جوی خوشبختی میگذرونه و در نهایت روحش رو به Mephistopheles، شیطان میفروشه تا اون رو به خوشبختی برسونه. با این حال فاوست زمانی واقعاً به درک خوشبختی میرسه که زندگیش رو به پایان رسیده و تازه متوجه میشه زندگی که پشت سر گذاشته چقدر زیبا و ارزشمند بوده. در واقع این داستان به این مفهوم اشاره داره که گاهی آدما تمام عمرشون رو دنبال خوشبختی میگردن درحالی که ارزش و زیبایی زندگی رو زمانی درک میکنن که دیگه فرصتی برای تجربه دوباره ندارن.)
This is one for the good days
And I have it all here
In red, blue, green
In red, blue, green
این یکی برای روزای خوبِ
و من همشو اینجا دارم
در سه رنگ قرمز، آبی و سبز
در سه رنگ قرمز، آبی و سبز
( راوی باور داره که بعد از رسیدن به بهشت این نوار ویدئویی دوباره پخش میشه، انگار قراره لحظات ثبت شده روی اون بعد از مرگش به نمایش دربیان و یادآور اتفاقاتی باشن که پشت سر گذاشته. رنگ های قرمز، آبی و سبز (RGB) هم سه رنگ اصلی در سیستم رنگ بندی تصاویر و ویدئوهای دیجیتالن. از طرف دیگه این سه رنگ میتونن به باورهای اولیه آیین جَین (Jainism) دربارهی کارما اشاره داشته باشن. در این باورها روح انسان در ابتدا ماهیتی شفاف و خالص داره، اما بر اثر اعمالش رنگ میگیره. بعد از مرگ هم رنگ روح متناسب با کارهایی که فرد در طول زندگی انجام داده در سرنوشت و تولد دوباره اون تأثیر میذاره. در نتیجه نوار ویدئویی و رنگ های RGB میتونن در کنار هم نمادی از ثبت اعمال و خاطرات انسان باشن، چیزهایی که حتی بعد از مرگ هم هویت و سرنوشتش رو تعریف میکنن.
یه نکته دیگه هم وجود داره که کمتر بهش اشاره شده، چشم انسان سه نوع سلول مخروطی داره که هرکدوم به طیف خاصی از نور حساس هستن و در تشخیص رنگ های قرمز، آبی و سبز نقش دارن. بنابراین این سه رنگ نمیتونن فقط به سیستم رنگ بندی ویدئو RGB اشاره داشته باشن، بلکه ممکنه نمادی از تجربه زندگی از دریچه چشم خود انسان هم باشن، انگار تمام لحظات و خاطراتی که فرد در طول عمرش دیده و تجربه کرده روی نوار ویدئویی ذهنش ثبت شدن. )
You are my centre when I spin away
Out of control on videotape
On videotape, on videotape, on videotape
On videotape, on videotape, on videotape
وقتی دچار سردرگمی میشم تو نقطه ثبات منی
خارج از کنترل درست مثل نوار ویدئویی
( نکته جالبی که از نظر موسیقایی بهش اشاره شده، اینه که به محض اینکه Thom Yorke برای اولین بار عبارت On Videotape رو میخونه، درامز ناگهان حالتی آشفته و خارج از کنترل پیدا میکنه. صدای ایجاد شده هم شباهت زیادی به چرخیدن نامنظم حلقه های یه نوار ویدئویی داره. تکرار عبارت On Videotape همزمان با ریتم درامز این حس رو تداعی میکنه که نوار گیر کرده و مدام روی یک قسمت تکراری پخش میشه. از نظر معنایی هم منظور از مرکز شخصیه که قراره بعد از مرگ راوی مخاطب این نوار ویدئویی باشه. راوی در واقع به کسی اشاره میکنه که در تمام دوران آشفتگی، سردرگمی و ناامیدی مثل نقطه اتکایی براش عمل کرده و باعث شده تمرکز و تعادلش رو از دست نده.
ولی خب هنوز زیبایی های این قسمت تموم نشده از نظر فیزیکی میشه You are my centre رو به نیروی گریز از مرکز تشبیه کرد، وقتی چیزی با سرعت زیاد میچرخه و همه چیز به سمت بیرون کشیده میشه، مرکز چرخش همچنان نقطه ثابتی باقی میمونه. حتی میشه اون رو به فوکوس دوربین هم ربط داد، جایی که با وجود تمام لرزش ها و آشفتگی های اطراف تصویر روی یک نقطه متمرکز میمونه.
اما از نظر عاطفی مفهوم عمیق تری داره. راوی در شرایطی قرار گرفته که انگار همه چیز داره از کنترلش خارج میشه از فکر مرگ و ترس از شیطان گرفته تا مرور سریع خاطرات زندگی. با این حال حضور یک شخص خاص باعث میشه هنوز احساس ثبات داشته باشه. انگار میون تمام این آشفتگی ها عشق و حضور اون آدم تنها چیزیه که راوی رو سر پا نگه میداره و بهش آرامش میده. )
[Verse 2]
This is my way of saying goodbye
Because I can’t do it face to face
So I’m talking to you before-
این راهِ من برای خداحافظی کردنِ
چون نمیتونم رو در رو انجامش بدم
پس دارم قبل از اینکه اتفاق بیفته باهات حرف میزنم
( این بخش میتونه اشاره دوباره به قسمت اول آهنگ باشه. طبق این برداشت نوار ویدئویی قراره بعد از مرگ راوی پخش بشه، موضوعی که از همون خط اول آهنگ یعنی “وقتی به دروازههای مرواریدی بهشت برسم” بهش اشاره شده. وقتی راوی میگه نمیتونه رو در رو با مخاطبش خداحافظی کنه، احتمالا منظورش اینه که دیگه در قید حیات نیست و تنها راه ارتباطش با عزیزانش همین نوار ویدئوییه که از خودش به جا گذاشته. در واقع اون به جای اینکه فرصت خداحافظی حضوری داشته باشه حرفای آخرش رو از طریق این ویدئو به اونا منتقل میکنه. برداشتی تلخ و غم انگیزه اما با روایت کلی آهنگ کاملاً جور درمیاد و بعضیا معتقدن این نوار برای قبل از خودکشی ضبط شده. این تفسیر با خط بعدی یعنی I’m talking to you before… هم ارتباط پیدا میکنه. انگار راوی داره قبل از اتفاقی که قراره رخ بده با مخاطبش صحبت میکنه اما نمیخواد مستقیماً درباره اون اتفاق حرف بزنه، مکث و ناتمام گذاشتن جمله میتونه نشون دهنده دشواری راوی در بیان تصمیمی باشه که گرفته. و بازم باید برگردیم به قسمت قبل و حضور Mephistopheles یا شیطان زیر پاش، شاید راوی احساس میکنه باید قبل از اینکه زندگیش بدتر بشه بهش پایان بده قبل از اینکه اسیر شیطان بشه، البته این فقط یه تفسیر احتمالی هست و نمیشه قطعی گفت موضوع اصلی همینه، ممکنه یه آدمی باشه که در آستانه مرگِ و فقط قصد داره در آرامش با عزیزانش خداحافظی کنه، بدون اینکه اشکشون رو ببینه. )
No matter what happens now
You shouldn’t be afraid
Because I know today has been
The most perfect day
I’ve ever seen
مهم نیست چه اتفاقی بیفته
نباید بترسی
چون میدونم که امروز
بی نقص ترین روزی بود
که تا حالا دیدم
( Thom Yorke در این بخش از آهنگ به روزی اشاره میکنه که از نظرش کامل ترین و زیباترین روز زندگیش بوده. شاید منظورش این باشه که بهترین روز زندگیش همون روزیه که به پایان رسیده و حالا تمام لحظاتش روی نوار ویدئویی ثبت شده تا بعد از مرگش دوباره پخش بشن. اینجا میشه دوباره به نمایشنامه Faust از Goethe هم اشاره کرد. فاوست زمانی به درک واقعی زیبایی زندگی میرسه که مرگش فرا رسیده و تازه متوجه میشه چیزهایی که تمام عمر دنبالشون بوده در واقع در خود زندگی وجود داشتن. بعد از این جمله آهنگ وارد فضایی آشفته و وهم آلود میشه، درامز و کیبوردهای دیستورت شده کم کم حالتی شناور و بی قرار پیدا میکنن و قطعه با فضایی غم انگیز به پایان میرسه. نکتهی جالب اینه که درامز این قسمت به صورت لوپ و سمپل استفاده شده، رویکردی که از نظر موسیقایی میشه اون رو مقدمه ای برای فضای ریتمیک آلبوم بعدی Radiohead یعنی The King of Limbs دونست.
در نمایشنامه Doctor Faustus نوشته Christopher Marlowe آخرین روز زندگی فاوست از نظر خودش یه روز بی نقصه چون با کمک قدرت Mephistopheles موفق میشه Helen of Troy رو احضار کنه. فاوست با اینکه میدونه فقط چند ساعت تا گرفتار شدن در عذاب ابدی فاصله داره، همچنان معتقده که یک بوسه از هلن میتونه اون رو جاودانه کنه. اون تصور میکنه زیبایی این لحظه میتونه برای همیشه ماندگار بشه و حتی روحش رو دوباره بهش برگردونه، درست درحالیکه سرنوشتش از قبل مشخص شده و راهی برای فرار از عاقبت معاملش با شیطان نداره. این برداشت هم میتونه ارتباط جالبی با مفهوم کاملترین روز زندگی در آهنگ Videotape داشته باشه، اینکه حتی در آستانه مرگ و نابودی ممکنه یک لحظه زیبا اونقدر ارزشمند باشه که انسان بخواد برای همیشه حفظش کنه. )











محشر دمت گرم