متن و ترجمه آهنگ Golden Leaves از Passenger پنجمین ترک از آلبوم Whispers که سال 2014 منتشر شد.
سلام بدونیمی های عزیزم ایتس یور بوی حسی، چطورید؟ امروز متن و ترجمه آهنگ Golden Leaves رو براتون آماده کردم و قراره به یه ملودی و صدای فوق العاده گوش بدید هرچند داستان غمگینی پشتش هست.
Passenger که با نام واقعی Mike Rosenberg شناخته میشه، خواننده و ترانه سرای بریتانیایی اهل برایتون در انگلیسه که بیشتر از یک دهه در دنیای موسیقی فعاله. مسیر کاریش از اجرا در خیابونهای مختلف شروع شد و به اجرا روی صحنه های بزرگ و استادیوم ها در سراسر دنیا رسید. معروف ترین آهنگش Let Her Go بیش از ۲ میلیارد بار در YouTube دیده شده، نزدیک به یک میلیارد استریم در Spotify داره و در 19 کشور به رتبه اول رسیده.
با این حال Let Her Go فقط بخشی از کارنامه Passenger محسوب میشه. اون در طول 12 سال، 13 آلبوم استودیویی منتشر کرده و جدیدترین آلبومش رو در استودیوهای معروف Abbey Road و استودیوی شخصی خودش در برایتون ضبط کرده.

آهنگ Golden Leaves از زبان شخصی روایت میشه که به رابطه ای نگاه میکنه که زمانی پر از عشق، امید و صمیمیت بوده اما حالا به سردی و فروپاشی رسیده. راوی با مرور خاطرات روزهای اول رابطه، متوجه میشه که اونا دیگه آدمای سابق نیستن و حتی چیزهایی که زمانی باعث خنده و نزدیکی شون میشد حالا پوچ و بیمعنا به نظر میرسه.
بسیار خب دیگه بریم سراغ متن و ترجمه آهنگ Golden Leaves امیدوارم لذت ببرید و مثل همیشه حرفی سخنی بود بهم بگید.
کانال تلگرام و پیج اینستاگراممون رو هم دنبال کنید حتما:
Golden Leaves :
متن و ترجمه آهنگ Golden Leaves :
[Verse 1]
Do you remember how this first begun?
Teeth were white and our skin was young
Eyes as bright as the Spanish Sun
We had nothing we could hide
یادت میاد چطور شروع شد؟ ( رابطشون رو میگه )
دندونامون سفید بود و پوستمون جوون
چشمامون به درخشندگی آفتاب اسپانیا بود
هیچی برای پنهان کردن از هم نداشتیم
( این قسمت در واقع به شروع یک رابطه عاشقانه اشاره داره، زمانی که عشق تازس. تصویر دندونای سفید و پوست جوان نمادی از جوانی، تازگی و معصومیت اون دوران رابطه رو نشون میده و چشمایی به درخشندگی آفتاب اسپانیا هم شور و اشتیاقی رو نشون میده که اونقدر پررنگه که انگار برای همه قابل دیدنه. در واقع این قسمت تابستون رابطه رو به تصویر میکشه دوره ای که همه چیز ایده آل به نظر میرسه و هیچ چیزی بین دو نفر پنهان نیست. )
Now my dear we are two golden leaves
Clinging desperately to winter trees
Got up here like a pair of thieves
While the sirens blare outside
اما حالا عزیزم ما شبیه دو برگ پاییزی هستیم
که ناامیدانه به درختان زمستانی چسبیدیم
مثل دوتا دزد خودمونو به اینجا رسوندیم
در حالی که صدای آژیرها بیرون به گوش میرسه
( در تضاد با گرما و سرزندگیِ بخش قبلی، این قسمت رابطه ای رو نشون میده که حالا سرد، شکننده و رو به پایان شده. تشبیه این دو نفر به دو برگ طلایی که به درخت های زمستونی چسبیدن تصویر خیلی واضحی از عشقیه که داره آخرین روزهاش رو میگذرونه. زمستون هم در شعر معمولاً نماد مرگ و پایان محسوب میشه و نشون میده این رابطه کم کم به پایانش نزدیک شده، شور و گرمای آفتاب اسپانیا حالا جاش رو به سرمای عاطفی داده. عبارت مثل دو تا دزد خودمون رو به اینجا رسوندیم هم میتونه حس عجله، بی پروایی یا حتی تصمیم های نسنجیده ای رو تداعی کنه که زمانی باعث شکل گیری این رابطه شدن. اما حالا صدای آژیرها در پس زمینه، فضای پرتنش و بحرانی ایجاد میکنه، انگار هم رابطه و هم دنیای اطرافشون در آشوب فرو رفته. عشقی که زمانی درخشان و پرشور بود، حالا فقط داره با تمام توان به شاخه ای در سرمای زمستون چنگ میزنه. )
[Chorus]
What’s left to say when every word’s been spoken?
What’s left to see when our eyes won’t open?
What’s left to do when we’ve lost all hope and
What’s left to break when our hearts are broken?
But sometimes…
دیگه چی برای گفتن باقی مونده وقتی تمام حرفا قبلا زده شده؟
چی برای دیدن باقی مونده وقتی چشمامون باز نمیشه؟
چه کاری برای انجام دادن مونده وقتی تمام امیدمون رو از دست دادیم
و چه چیزی برای شکستن باقی مونده وقتی قلبامون شکسته؟
اما گاهی…
( این قسمت به بن بستی عاطفی اشاره میکنه که این دو نفر بهش رسیدن. انگار هر کاری برای نجات رابطه ممکن بوده انجام دادن و همه حرفا گفته شده اما هیچ چیز تغییر نکرده. تصویر چشم هایی که باز نمیشن میتونه نمادی از انکار یا ناتوانی در رو به رو شدن با حقیقت رابطه باشه، انگار دیگه نمیخوان یا نمیتونن واقعیت رو ببینن. سؤال “حالا دیگه چه کاری از دستمون برمیاد؟” هم حس بیهودگی و تسلیم شدن رو پررنگ میکنه. امید تقریباً از بین رفته و وقتی قلب هر دو نفر از قبل شکسته دیگه چیزی برای از دست دادن باقی نمونده. اینجا رابطه به نقطه ای میرسه که حتی تلاش برای نجات دادنش هم غیرممکن به نظر میاد انگار پایانش دیگه اجتناب ناپذیره. عبارت اما گاهی… یه لایه احساسی و تلخ به آهنگ اضافه میکنه، بعد از اون همه خستگی عاطفی و پذیرفتن پایان رابطه این جمله ناتمام نشون میده که راوی هنوز نتونسته کاملاً دل بکنه. انگار با وجود اینکه میدونه رابطه تموم شده، بعضی وقتا خاطرات دوباره برمیگردن و برای یه لحظه کورسوی امید در دلش زنده میشه. )
[Verse 3]
Do you remember how this started out?
So full of hope and now we’re filled with doubt
A dirty joke we used to laugh about
But it’s not funny any more
یادت میاد چطور شروع شد؟
سرشار از امید بودیم و حالا وجودمون پر از شک و تردید شده
یه شوخی زشتی که قبلا بهش میخندیدیم
اما دیگه اصلا خنده دار نیست
( بین این دو نفر فقط رابطه عاشقانه از بین نرفته، صمیمیت و رفاقتی هم که پایه این رابطه بوده کم کم از بین رفته. اون شوخی زشت نمادی از لحظه های خودمونی، صمیمیت و چیزهای کوچیکیه که زمانی فقط بین خودشون معنا داشت و باعث میشد به هم نزدیک تر بشن. )
[Bridge]
I fear I choke unless I spit it out
Still smell of smoke, although the fire’s gone out
Can’t live with you, but I die without
اگه این حرفا رو نزنم میترسم خفه بشم
اگرچه دیگه آتیش خاموش شده اما هنوز بوی دود میاد
نمیتونم با تو زندگی کنم اما بدون تو هم میمیرم
( یکی از دردناک ترین قسمت های داستان همینجاس، وقتی یه رابطه طولانی مدت به پایان خودش میرسه هر دو طرف سوختن اونچه با هم ساختن رو با هم میبینن راوی خوب میدونه راه برگشتی نیست اما توان تصور زندگی بدون پارتنرش رو نداره، آتیش رابطه خاموش شده اما خاطراتش باعث میشه تمام زندگیش رنگ و بوی اون آدم رو داشته باشه. )
[Chorus]
What’s left to say when every word’s been spoken?
What’s left to see when our eyes won’t open?
What’s left to do when we’ve lost all hope and
What’s left to break when our hearts are broken?
But sometimes…
What’s left to say when every word’s been spoken?
What’s left to see when our eyes won’t open?
What’s left to do when we’ve lost all hope and
What’s left to break when our hearts are broken?
But sometimes…
دیگه چی برای گفتن باقی مونده وقتی تمام حرفا قبلا زده شده؟
چی برای دیدن باقی مونده وقتی چشمامون باز نمیشه؟
چه کاری برای انجام دادن مونده وقتی تمام امیدمون رو از دست دادیم
و چه چیزی برای شکستن باقی مونده وقتی قلبامون شکسته؟
اما گاهی… ( x2 )










