متن و ترجمه آهنگ Forbidden Fruit از Tommee Profitt هفتمین ترک از آلبوم The Fall که سال 2025 به همراه یک موزیک ویدئو منتشر شد.
سلام بر تو ای بدونیمی چطوری شیطون؟ متن و ترجمه آهنگ Forbidden Fruit رو براتون آماده کردم و قراره یاد کارای بدتون بیفتید.
Thomas James Profitt که با نام Tommee Profitt شناخته میشه یک خواننده، ترانه سرا، تهیه کننده و موسیقی دان آمریکایی هست که بیشتر به خاطر تهیه کنندگی رپر معروف NF شناخته میشه. اما با هنرمندان دیگه ای هم کار کرده مثل Migos, Avril Lavigne, Josh Groban, Crowder, TobyMac و خیلیای دیگه.
یکی دیگه از کارهایی که این عزیز میکنه ساخت آهنگ های سینمایی و تلویزیونی هست با شبکه های بزرگی مثل MTV، ABC، NBC و چندتای دیگه کار میکنه. البته بازم راضی نشده و موسیقی بازی UFC 2 برای شرکت EA Sports هم باز کار دست این آقاس. خلاصه اینا رو گفتم بدونید آهنگ چه آدم خفنی رو گوش میدید.
دو خواننده ای که توی این کار همکاری داشتن Sam Tinnesz و brooke هستن که هر دو علاوه بر خوانندگی ترانه سرا هم هستن.

آهنگ Forbidden Fruit درباره دوتا از بدبختی های بزرگ انسانِ یعنی وسوسه و هوسِ. دیگه منو شما بدونیمی هستیم و خوب میدونیم کمه کم یکی دوباره اسیرش شدیم البته یکی دوبار شوخیه :)))). حالا که بحث اینه بیاید توی کامنتا از وسوسه های فانتون برام بگید من خودم اولین باری که یادم میاد وسوسه شدم برای دوره بچگیم هست پسر عموم یه ماشین داشت این حرکت میکرد توش یه چیزی جرقه میرد من اونو میخواستم 😐 برای همین به هر ضرب و زوری بود ماشینشو شکستم اونو برداشتم، هنوز صدای زجه هاش توی گوشمه خدایا منو ببخش 😀
بسیار خب دیگه بریم سراغ متن و ترجمه آهنگ Forbidden Fruit امیدوارم خوشتون بیاد و مثل همیشه حرفی سخنی داشتید بهم بگید.
کانال تلگرام و پیج اینستاگراممون رو هم دنبال کنید حتما:
Forbidden Fruit :
متن و ترجمه آهنگ Forbidden Fruit :
[Verse 1: Sam Tinnesz]
Every inch the fire gets closer
It’s in my blood, it’s never over
Like a twisted tangled rope, can’t let go
I feel my flesh, it’s getting weaker
Every breath takes me deeper
It’s not hard to lose control, no
I try to run but there’s no hope
هر اینچی که آتش نزدیکتر میشه
توی خونمِ، هرگز تموم نمیشه
مثل طنابی که گرش کورِ، نمیتونم رهاش کنم
حس میکنم کالبدم داره ضعیف تر میشه
هر نفس بیشتر منو به عمق میبره
از دست دادن کنترل سخت نیست، نه
سعی میکنم فرار کنم اما امیدی نیست
( چیزی که با این قدرت اسیرش کرده و امیدی به فرار ازش نداره رو به آتش، یک گره کور و حضوری نفس گیر و تضعیف کننده تشبیه میکنه. )
[Chorus: Sam Tinnesz]
Temptation, I can’t escape you, escape you
Desire, you’re my forbidden fruit, forbidden fruit
وسوسه، نمیتونم ازت فرار کنم
هوس تو میوه ممنوعه منی، میوه ممنوعه
( میوه ممنوعه همون سیب درخت شناخت خوب و بد هست که خدا به آدم گفت بهش دست نزن جیزه ولی خب حوا گفت بابا بیخیال حالا اون یه چیزی گفته خلاصه آدم رو وسوسه کرد و من و شما الان اینجاییم ولی جدی خدا اصلا شوخیتو دوست نداشتم که منو انداختی خاورمیانه ناراحتم کردی. البته اینجا میوه ممنوعه استعاره از یک هوس گناه آلود هست چیزی که میدونید اشتباهِ اما جوری وسوسه شدید که نمیتونید جلوش رو بگیرید. )
[Verse 2: Brooke, Brooke & Sam Tinnesz]
I’ve had a taste there’s nothing sweeter
On my lips I’ve kissed the reaper
Is it worth losing my soul, no
We dance inside a burning room
There’s no way out, there’s no way through
I’ve reached the end of every road
It’s so much stronger than you know
طعمی رو چشیدم که هیچی ازش شیرین تر نیست
آه لبهام انگار عزرائیل رو بوسیدم
ارزشش رو داشت که روحم رو از دست بدم، نه
ما توی یک اتاق در حال سوختن میرقصیم
هیچ راه خروجی نیست، هیچ راه عبوری نداره
به پایان تمام مسیرها رسیدم
از اونچه که فکر میکنی خیلی قوی تره
[Chorus: Sam Tinnesz & Brooke]
Temptation, I can’t escape you, escape you
Desire, you’re my forbidden fruit, forbidden fruit
وسوسه، نمیتونم ازت فرار کنم
هوس تو میوه ممنوعه منی، میوه ممنوعه
[Bridge: Sam Tinnesz & Brooke, Brooke]
Oh
You’re my downfall (Downfall)
Downfall
آه
تو باعث سقوطمی
سقوط
[Chorus: Brooke & Sam Tinnesz, Brooke]
Oh, temptation, I can’t escape you, escape you
Desire, you’re my forbidden fruit, forbidden fruit
وسوسه، نمیتونم ازت فرار کنم
هوس تو میوه ممنوعه منی، میوه ممنوعه
از دست ندید:
متن و ترجمه آهنگ hate that i made you love me از Ariana Grande











مهدی، خیلی دوست دارم بدونم اون چه تیکهی آفتابی بوده که تو رو به این حال و روز انداخته؟ لابد خیلی نورش زیاد بوده که هنوزم از اثرش در نیومدی😏😂
یا خدا :)))))))))
حس میکنم کم کم باید حجابمو رعایت کنم 🤣🤣🤣
کلاس نهم که بودم یه همکلاسی داشتم خیلی خوشگل بود بعد من یه احساساتی نسبت بهش پیدا کردم از همون رنگین کمانیا خیلی بهش نزدیک کردم خودمو زیر زیرکی یه کارای کوچیکی باهاش میکردم ولی فکر نمیکنم قصدمو فهمیده باشه.متاسفانه یا خوشبختانه خودمو جمع و جور کردم که کار به جاهای باریکش نکشه
همین الانم که دارم مینویسم کم کم حس میکنم اون احساسه داره برمیگرده به رسم دوستی باید شمارشو پیدا کنم یه تجدید خاطراتی بکنیم
اعتراف کن مهدی جان تا آمرزیده بشی 👀
تو سیزده سالگیم یه بار داشتم با توپم تنهایی بازی میکردم پسر عمه ام اومد پیشم پسره خیلی رو مخم بود فکر کنم پنج یا شش سالش میشد منم واسه اینکه اذیتش کنم گفتم وایسا تو دروازه بهت پنالتی بزنم ومیخواستم توپو عمدا بزنم بهش گریه اش دربیاد یکم حال کنم یه چند باری توپو شوت کردم نخورد بهش ولی دفعه آخری که محکم شوت کردم پسره عین میخ وایساده بود توپ محکم خورد تو شکمش رنگش شد عین گچ نفسش بالا نمیومد منم به جای اینکه برم خبر بدم از ترس فرار کردم
یادش بخیر چه کتکی خوردم سو اون قضیه الاغو اونجور میزدن زنده نمیموند
یه وسوسه شیطانیم دارم ولی یکم شک دارم واسه گفتنش
هیچی دیگه من فکر کنم خیلی معصوم و بی خطر بودم خدایا شکرت 😂😂😂
اتاق اعتراف راه انداختید!؟ حالا کشیش کیه؟😂🤪
بعد از خوندن اعتراف شما دوتا فهمیدم اگه ترشی نخورم یه چیزی میشم چون جنایت من در مقابل جنایت شما دیگه جنایت محسوب نمیشه🤣🤣
خب درباره بزرگترین خلافهام تو بچگی با افتخار باید بگم من و داداشم یهبار کل لوازم آرایشی مامانم رو مورد حملهی انگشتی قرار دادیم و رژلبها رو به خاک و خون کشیدیم:) یهبار هم که ده سالم بود، شیشهی خیلی بزرگ نعنا خشک رو طوری شکستم که انگار صحنهی انفجار فیلم اکشن بود.
از اون موقع تا حالا هم هرچی ظرف، لیوان و وسیلهی تزئینی توی خونه بوده،با من قرار مدارِ شکستن داشتن. مامانم هم میگه:«وقتی رفتی سرکار، اولین حقوقت رو بردار برو همون چیزایی که شکوندی بخر، بذار سر جاشون😅.»
(حتی برای اینکه مطمئنم بشم کار بدتری انجام دادم یا نه از مامانم پرسیدم و اونم همینا رو گفت. چهقدر من بچه خوبیم😊😅)
تو واقعا یه هیولایی به بچگی خودم امیدوار شدم :)))))))
🤣🤣الان حق داره بیاد شیشه ماشینتو خورد کنه
من کار بد زیاد کردم تعدادش از دستم در رفته
اما بدترینش مربوطه به 6 سالگیم
اومدم یه بچه ی یک سال و هفت ماهه رو زیر لگد گرفتم. چنان زار زد ترسیدم بعد اومدم بغلش کردم، مامانش اومد داخل اتاق گفتم گریه میکرد، اومدم اینجا ارومش کنم :)))