متن و ترجمه آهنگ Drowning in Vertigo از Riversea پنجمین ترک از آلبوم The Tide که سال 2018 منتشر شد.
سلام بدونیمی های عزیزم امیدوارم حالتون خوب باشه، امروز متن و ترجمه آهنگ Drowning in Vertigo رو براتون آماده کردم و قراره یکی از اون آهنگ های عجیب و غریب سبک راک و پراگرسیو راک رو با هم گوش بدیم.
گروه بریتانیایی Riversea در سال 2006 و از همکاری ترانه سرا و نوازنده کیبورد Brendan Eyre و خواننده و گیتاریست Marc Atkinson شکل گرفت. موسیقی این گروه ترکیبی از پراگرسیو راک، ملودی های احساسی و فضا سازی های اتمسفریه که با صدای لطیف Marc و تنظیم های زیبا و خیال انگیز وایب متفاوت و تأثیرگذار پیدا میکنه. Riversea اولین آلبومش Out of an Ancient World رو سال 2012 منتشر کرد و در ادامه با آلبوم The Tide در سال 2018 مسیر موسیقایی خودش رو ادامه داد.

آهنگ Drowning in Vertigo درباره غرق شدن در ترس ها، اضطراب و احساس سردرگمی در مواجهه با دنیاییه که به نظر میرسه همه چیزش برخلاف انتظار پیش میره. راوی از احساس خفگی و درماندگی حرف میزنه انگار ترس ها و افکار منفی کم کم به درونش نفوذ کردن و باعث شدن دنیا رو جایی تهدید آمیز ببینه. اشاره به روز داوری و دعا کردن هم به این حس نزدیکه که اتفاقی بزرگ و ترسناک در راهه. و اما پایان آهنگ خیلی مرموز و پیچیده هست طوری که شنونده ای که شما باشید میتونید چندین برداشت داشته باشید.
بسیار خب دیگه بریم سراغ متن و ترجمه آهنگ Drowning in Vertigo امیدوارم لذت ببرید و مثل همیشه حرفی سخنی بود بهم بگید.
کانال تلگرام و پیج اینستاگراممون رو هم دنبال کنید حتما:
Drowning in Vertigo :
متن و ترجمه آهنگ Drowning in Vertigo :
[Verse 1]
You think we better run for cover
You say that something wicked
This way, it comes, it runs in front of you
It knocks you down and tears you into
فکر میکنی بهتره فرار کنیم و پناه بگیریم
میگی یه چیزه شوم داره
به سمتمون میاد و درست جلو روت ظاهر میشه
میزنتت زمین و تیکه تیکت میکنه
( داستان با یه اشاره به نمایشنامه مکبث اثر شکسپیر شروع میشه ” something wicked this way comes ” و میخواد حس قریب الوقوع یه فاجعه یا خطر رو نشون بده. چیزه شومی که ازش صحبت میشه در واقع همون ترس و افکار تاریک هستن که آدم رو زمین گیر میکنن و روحش رو از هم میپاشونن. یک نکته جالبی هم هست که باید بگم توی خط اول میگه بیا از این خطری که داره به سمتمون میاد فرار کنیم و مخفی بشیم ولی برای اینکه نشون بده راه فراری نیست میگه درست جلوت ظاهر میشه پس مجبوری باهاش روبرو بشی. )
You can barely breathe, you’re feeling
Suffocating hands upon your face
The trace, the outline of your skin
You let the wall come in
به سختی میتونی نفس بکشی، احساس میکنی
دست هایی صورتت رو گرفته رو داره خفت میکنه
ردش روی تمام وجودت و پوستت به جا میمونه
اجازه میدی دیوارها به درون نفوذ کنن
( تمام نشونه هایی که توی این قسمت میده علائم حملات پانیک هست. اون نیروی شوم که ازش به عنوان یه سرگیجه روحی هم اسم برده میشه مثل بختک میفته روی شخصیت اصلی داستان. یکی دیگه از اتفاق هایی که موقع حملات پانیک رخ میده Hyper-awareness یا بیش آگاهی هست یعنی اون شخصی که دچارش میشه با تمام وجود این فشار رو حس میکنه و برای همین توی لیریک میگه رد اون خفگی رو با تمام وجود و پوستت حس میکنی، جدی اینا رفتن برای لیریک تحقیقات علمی انجام دادن جالبه. در نهایت اون شخص در برابر فشار روانی تسلیم میشه و اون افسردگی مثل یک دیوار احاطش میکنه. )
[Pre-Chorus]
Then you fall down
Holding on to zero, let it out
Breath, take hold of everything you know
Let it all go
سپس سقوط میکنی
به پوچی چنگ میزنی، بذار هرچی توی وجودته بیرون بریزه
نفس بکش، تمام چیزایی که میشناسی رو در آغوش بگیر
بذار همه چیز رها بشه
( اینجا حمله تاثیر خودش رو میذاره، سقوط کردن هم میتونه به غش و بی حالی بعد از حمله اشاره داشته باشه هم فروپاشی روانی که اتفاق افتاده. ترکیب Holding on و zero یه نوع پارادوکس هست چون نمیشه به پوچی چنگ زد. پس حالا که به این نقطه رسیده میگه دیگه خودتو کنترل نکن گریه کن فریاد بزن و دردی که درونت جمع شده رو بریز بیرون. صدایی که با راوی صحبت میکنه سعی داره نجاتش بده پس یه نوع مدیتیشن شروع میشه ” نفس عمیق بکش تنها راه نجاتت از این سرگیجه ذهنی رها کردن کنترل و تسلیم شدن در برابر واقعیت هست ” حملات پانیک معمولا حاصل جمع شدن مقدار زیادی فشار روانیه که سعی میکنید کنترلشون کنید انگار سفت بغلشون کردید در حالی که باید رها بشن. )
[Verse 2]
You say the world is out to get you
Things aren’t really how they’re supposed to be
And then you see it every day in the words you say
The day is really coming
میگی دنیا کمر به نابودیت بسته
هیچ چیز اونطوری که باید باشه نیست
و بعد هر روز اینو توی کلماتی که به کار میبری میبینی
اون روز واقعا داره فرا میرسه
( از اونجا که توی هر قسمت سراغ یه چیزی میره اینجا میاد ذهنیت شخصی که دچار فروپاشی روانی شده رو بررسی میکنه. این آدم دائم احساس میکنه هیچ امنیتی توی دنیا نداره و به قدری ذهنش نسبت به همه چیز منفی شده که متوجه میشه صحبت های روزمرش هم آلوده به افکارش شدن و هر لحظه منتظره اون فروپاشی روانی اتفاق بیفته. )
Revelation’s every I will see
That we’re at judgement day
So don’t forget to pray
حقیقت رو با تمام وجودم میبینم
اینکه انگار به روز حساب و کتاب رسیدیم
پس دعا کردن رو فراموش نکن
( اینجا برای نشون دادن عمق فاجعه از استعاره های مذهبی و آخرالزمانی استفاده میکنه، Revelation به معنی مکاشفه یوحنا ( آخرین کتاب عهد جدید درباره آخرالزمان ) و Judgement day به معنای روز قیامت یا روز داوری الهی هست. برای کسی که درگیر بحران روحی حاد شده این اضطراب درونش و حملاتی که تجربه میکنه دست کمی از آخر دنیا نداره به خاطر تنهایی وترسش احساس گناه میکنه انگار قراره حساب و کتاب پس بده و درست مثل هر آدمی از روی ناچاری به دعا کردن پناه میبره. )
[Chorus]
Drowning in vertigo
Let go of all you know
داری توی سرگیجه غرق میشی
پس تمام چیزایی که میشناسی رها کن
( سرگیجه ای که ازش صحبت میشه استعاره از فقدان تعادل روحی و روان پریشی هست. لیریک بهمون میگه وقتی غرق در چنین آشفتگی شدید تنها راه متوقف کردن این سرگیجه اینه که تلاش نکنید همه چیز رو کنترل کنید، رها کردن تمام دانسته ها پیش فرض های ذهن ( که منفی هستن ) تنها راه نجاتِ. )
Then you’re there where
Standin’ on the rooftop looking down
For the crowd
Holdin’ onto everything you know
Let it all go
و بعد تو اونجا هستی
روی پشت بوم وایسادی و داری به پایین نگاه میکنی
دنبال جمعیت میگردی
در حالی که به تمام چیزایی که میشناسی چنگ انداختی
بذار همه چیز رها بشه
( ایستادن لبه پشت بوم نمادی از قرار گرفتن در آستانه یه تصمیم بزرگ و فروپاشی نهایی هست، جالب نیست اشاره کنم ولی خب گویا قصد خودکشی داره اما حتی توی این لحظه هم به پایین نگاه میکنه تا ببینه کسی هست که ببینتش؟ کسی متوجه رنجی که میکشه شده؟ یا دنیا نسبت بهش کاملا بی تفاوته؟ و اینجا باز صدایی که داره با این شخص صحبت میکنه میگه تو همچنان به اون پوچی چنگ انداختی، ذهنت تبدیل به چرخه ای از افکار منفی شده و سرگیجه روحیت حاصل از اونه رهاش کن تا آزاد بشی. )
The lines upon your face
Tears without a trace
خطوطی که روی صورتت افتادن
اشکایی که بدون هیچ ردی جاری میشن
( حاصل چنگ زدن به پوچی و تلاش برای کنترل فشارهای روانی چیه؟ چین و چروکی که روی صورتش میشینه و اشک ها و رنج هایی که ممکنه هیچکس متوجهشون نشه. امیدوارم تا حالا با همچین چیزی مواجه نشده باشید اما گاهی خبر خودکشی کسایی رو میشنوید که اصلا درک نمیکنید چرا دست به این کار زدن، اینجا دقیقا داره همونا رو میگه. )
[Chorus]
Drowning in vertigo
Let go of all you know
داری توی سرگیجه غرق میشی
پس تمام چیزایی که میشناسی رها کن
Then you’re there where
Way beyond compare, you’re out of space
The time you let go of all that you know
Now you can go
و بعد تو اونجا هستی
جایی که اصلا قابل مقایسه با هیچ چیز نیست، خارج از فضایی
زمانی که بالاخره تمام چیزهایی که میدونستی رها کردی
حالا میتونی بری
( این قسمت آهنگ دو معنی میتونه داشته که یکیش کلا معنی لیریک رو خیلی دارک و دگرگون میکنه. اجازه بدید از معنی خوبش شروع کنم، فضای جدیدی که ازش صحبت میشه دیگه لبه پشت بوم نیست شخصیت اصلی آهنگ بالاخره دست از کنترل کردن احساساتش کشیده، احساس سبکی داره و اون فشار روانی و بی تفاوتی دنیا اذیتش نمیکنه. در پایان هم Now you can go میتونه رسیدن به اون آزادی رو نشون بده اما اگر فرض رو بر این بگیریم که خودش رو از روی پشت بوم انداخته و Now you can go نشون دهنده سقوط و تسلیم نهایی باشه اصلا همه چی متفاوت میشه یعنی اون صدایی که داشت باهاش صحبت میکرد و دائم میگفت رها کن یه جورایی به سمت مرگ هدایتش میکرده. )
The lines upon your face
Tears without trace
خطوطی که روی صورتت افتادن
اشکایی که بدون هیچ ردی جاری میشن










