متن و ترجمه آهنگ I Dream Of Home از Ghostly Kisses هشتمین ترک از آلبوم Across the Pond که سال 2026 منتشر شد.
سلام بدونیمی های عزیزم چطورید؟ امروز متن و ترجمه آهنگ I Dream Of Home رو براتون آماده کردم و قراره یه دریم پاپ زیبا گوش بدید.
Ghostly Kisses نام هنری Margaux Sauvé، خواننده و ترانه سرای فرانسوی کاناداییه. اسم Ghostly Kisses از شعر Une ballade des dam perdues اثر William Faulkner گرفته شده که توی یکی از بیت هاش به بوسه های شبح وار کوچیک اشاره میکنه. سبک موسیقی Margaux خیلی خاص و خیال انگیزه و فضایی شبیه خواب و رویا ایجاد میکنه، به همین خاطر خودش سبک کارش رو dream pop میدونه.

آهنگ I Dream Of Home از زبان کسی روایت میشه که دلتنگ خانه و گذشته از دست رفته خودش هست. لیریک به شکلی پیش میره که شنونده بتونه ذهنش رو آزادانه در آهنگ شناور کنه و برداشت خودش رو داشته باشه. منم تا جایی که تونستم نکات رو براتون لا به لای ترجمه توضیح دادم ولی دوست دارم شما هم بهم بگید وقتی گوشش میدید چه چیزی توی ذهنتون میاد.
بسیار خب دیگه بریم سراغ متن و ترجمه آهنگ I Dream Of Home امیدوارم لذت ببرید و مثل همیشه حرفی سخنی بود بهم بگید.
کانال تلگرام و پیج اینستاگراممون رو هم دنبال کنید حتما:
I Dream Of Home :
متن و ترجمه آهنگ I Dream Of Home :
[Verse 1]
Hardly I remember our lively home
Long before silence crept through the open doors
به سختی خونه پر از شور و زندگیمون رو به یاد میارم
خیلی قبل تر از اینکه سکوت از درهای باز به خونه رخنه کنه
( خونه میتونه نماد خیلی چیزا باشه بستگی داره شما به عنوان شنونده چی دوست داشته باشی بزاری جاش، میتونه یه رابطه دو نفره باشه، خانواده باشه، حتی یه کشور یا دوران طلایی که تموم شده. درهای باز میتونه نماد آسیب پذیری باشه که باعث شده این سکوت به روزهای خوب اون خونه پایان بده. )
I can feel the echo, hollow and cold
Ever since the dark took hold
از همون موقع که تاریکی همه چیزو برای خودش کرده
میتونم انعکاس صدا رو احساس کنم، پوچ و سرده
( تاریکی نماد اتفاق ناگواری هست که توی این خونه افتاده. خونه ای که خالی و بی وسیله باشه روح نداره و صدا توش میپیچه، بعضی اتفاقا چنین بلایی رو سر زندگی آدما میاره انگیزه ها رو خاموش میکنه وجودت رو سرد و پوچ میکنه. )
[Pre-Chorus]
And I know the truth now
I see it now
Blood’s the only bond that remains
What is a name now?
What is left on your path?
Blood’s the only bond that remains
و حالا حقیقت رو میدونم
حالا دیگه میبینمش
خون تنها پیوندیه که باقی مونده
حالا یه اسم دیگه چه اهمیتی داره؟
توی مسیری که پشت سر گذاشتی چی باقی مونده؟
خون تنها پیوندیه که باقی مونده
( خون میتونه پیوند خانوادگی یا نژادی باشه اما معنی دیگه ای هم داره گاهی خون نماد زخم و آسیبی هست که زده شده. راوی حالا با این حقیقت که خونه و صمیمیتی که قبلا توش بوده از بین رفته روبرو شده و میگه یه پیوند خانوادگی یا اسمی که به عنوان عضوی از این خانواده یدک بکشیم چه فایده ای داره؟ باز اگه بگیم خون نماد آسیب هست داره میگه از اون خونه فقط برای من یه زخم و آسیب روحی باقی مونده. )
[Chorus]
I dream of home
If I could only ever hear your voice
I dream of home
If I could only ever hear your voice
If I could only ever hear your voice
رویای خونه رو میبینم
کاش میشد فقط یه بار دیگه صدات رو بشنوم
رویای خونه رو میبینم
کاش میشد فقط یه بار دیگه صدات رو بشنوم
کاش میشد فقط یه بار دیگه صدات رو بشنوم
( با وجود از بین رفتن خونه راوی هنوز آرزو داره یه معجزه اتفاق بیفته. )
[Verse 2]
The sweet scent of roses, I wish I’d known
Long before the gardens were lost to ash and stone
عطر شیرین گُلای رُز، کاش قدرشو میدونستم
خیلی قبل تر از اینکه باغ ها به خاکستر و سنگ تبدیل بشن
If only I remembered my mother’s song
Long before the sun was gone
کاش میشد آهنگ مادرم رو به یاد بیارم
خیلی قبل تر از اینکه خورشید برای همیشه ناپدید بشه
( آهنگ مادر میتونه اون لالایی یا شعری باشه که مادر زیر لب میخونه و به فرزندش احساس آرامش میده. مادر نماد این خونس ولی تاریکی اومده و خورشید که باز نماد مادر هست خیلی وقته ناپدید شده پس طبیعیه که راوی در حسرت احساس امنیت و آرامشِ. )
[Pre-Chorus]
And I know the truth now
I feel it now
Blood’s the only bond that remains
What’s left of love now?
What is left in your heart?
Blood’s the only bond that remains
و حالا حقیقت رو میدونم
میتونم دیگه حسش کنم
خون تنها پیوندیه که باقی مونده
حالا دیگه چی از عشق باقی مونده؟
توی قلبت چی باقی مونده؟
خون تنها پیوندیه که باقی مونده
[Chorus]
I dream of home
If I could only ever hear your voice
I dream of home
If I could only ever hear your voice
If I could only ever hear your voice
رویای خونه رو میبینم
کاش میشد فقط یه بار دیگه صدات رو بشنوم
رویای خونه رو میبینم
کاش میشد فقط یه بار دیگه صدات رو بشنوم
کاش میشد فقط یه بار دیگه صدات رو بشنوم
از دست ندید:
متن و ترجمه آهنگ I Hate Everything About You از Three Days Grace











بچها دوباره شرمندم کردید وای
ببخشید اگه باعث شدم گریه کنید و من این صفحرو هم شات گرفتم گذاشتم کنار بقیه حرفای قشنگتون که باید سالای متوالی نگهش دارم و بهش گوش بدم .
زینب بابت لقب قشنگت خیلی ممنون و راستی منم زوال بشری رو خوندم . امیدوارم روح عزیزانت در ارامش باشن . و راستش بقول او و دوستانش که من عاشق اهنگاشم : این غم مال توعه بهتره که باورش کنی چون گند میزنه به هرچیزی که هست وقتی نمی بینیش .
لمس کردن ، دیدن و تماس داشتن با احساسات خیلی کمکت میکنه ولی حواست باشه مثل من غرق نشی تو وهم و احساسات و غم .
ساراهای ناز بابت نظر لطفتون خیلی خیلی ممنونم امیدوارم تو زندگی غمهارو تحمل کنید و سبز بشید .
سنسه بی برقی بهت فشار اورده گریه کردی الکی تقصیر من ننداز . ببخشید بازم بابت گریه . بعدا بهتون یاد میدم چطور گریتون رو کنترل کنید حیح
بابا توروخدا شنبلیله مردمو به گریه ننداز
من وقتی گریه می کنم زیر چشمام پف می کنه الان شبیه ماهی پفکی شدم😭😂
اون فیلم واقعا بی نظیر بود
ولی یه نکته داشت
اونم این بود که هریت این همه تلاش کرد که اون اهنگ لحظه ی حادثه رو پیدا کنه و برگرده اون جا و همه چیزو جور دیگه ای رقم بزنه
اما نتونست
می دونی چرا؟ چون اصلا هریت نقشی در اون سانحه نداشت، تقصیر هریت نبود و تقدیر این کارو می کرد.
به هر حال بعضی درخت ها عمرشون بیشتر از صد ساله بعضی گل ها هم یک روز، حالا یه باغبان هر چه قدر هم به اون گل آب بده، محبت بده، همه ی وجودشو برای اون گل یک روزه بذاره، بازم اون گل عمرش همین قدره و بعد یک روز پژمرده می شه.
اما همه در نهایت گیاهن و به اندازه ای که زمان دارن و در توانشون هست دنیا رو زیباتر می کنن و اون باغبون هم فراموش نمی کنه اون گل چه زیبایی ای به باغچه اش، حتی برای یک روز، داد:)))
یا اون آزمایش رکود تابستانی زیستو یادت بیار
لاکپشته با وجود شرایط خوب و آزمایشگاهی بازم خوابید:)))
یا مثلا برق
تو جونت هم براش بدی باز این لعنتی هر روز می ره:)))
شنبلیله، حرفاتو خوندم… چند بار. و میدونی؟ کل این متن، با تمامِ وحشتش، داره یه چیزی رو بهت میگه که شاید خودت هم ندیده باشی: اینکه تو آدمی هستی که براش آدمها “خونه”ان. و این لعنتیترین و قشنگترین خاصیتیه که یه آدم میتونه داشته باشه.
اینکه میترسی، یعنی هنوز قلبت زنده است و هنوز میخوای جایی باشی. اون هیولای کنار پنجره دروغ میگه؛ تو بیلیاقت نبودی، تو فقط اونقدر عمیق دوست داشتی که از دست دادنها برات مثل فرو ریختنِ دیوارها بود. اما شاید حقیقت این باشه که خونهها همیشه قراره خراب بشن، اما چیزی که تو داری — این توانایی برای دوباره دوست داشتن و دوباره ساختن — هیچ هیولایی نمیتونه ازت بگیره. تو با تمامِ زخمهات، خودت رو دوباره میسازی، و این بار، این خونهها از جنسِ تو هستن؛ از جنسِ همون شنبلیلهای که با چشمهای باز، به دنبالِ آینده میگرده.
شنبلیله با متنت گریه کردم کلی :)) بچه که بودم همیشه میترسیدم ادما رو از دست بدم چون دنیای من توی همون چند نفر خلاصه میشد و اگه اونا میرفتن انگار یه قاره از زمینم کم میشد … کم کم که بزرگ شدم یاد گرفتم از دست دادن سخته ولی باعث رشد میشه… باعث میشه برای پر کردن جای خالی (که مطمئنا پر نمیشه و فقط تلاشه) خودتو رشد بدی و چیز های جدیدی بدست بیاری .. شاید روحی که الان داری و دید قشنگ و جدیدت برای همین باشه… ااز دست دادن باعث شده دنیات جدید بشه و ادم خاصی بشی ! -و باید بگم اون فیلم رو من 3 بار دیدم و جزو یکی از فیلم های مورد علاقمه :>>-
شنبلیله،زیباترین بود! و واقعا من هم داشتم به همین فکر میکردم و تو به زیباترین شکل بیانش کردی…
بنظرم این که با رفتن یک ادم کنار بیای خودش از قدرت تو نشأت میگیره و چیزیه که هر کسی ندارتش یا نمیتونه به راحتی راجب از دست دادن هاش صحبت کنه و چقدر افتخار کردم بهت با خوندن این متن،چون من با وجود اینکه سه ماه از تصادف دوستم و خبر فوتی که دو هفته بعدش شنیدم میگذره هنوز حتی جرات ندارم بهش فکر کنم…یا در مورد مادربزرگم که چند روز پیش یک سال شد که رفته نمیتونم صحبت کنم و هنوز باهاش کنار نیومدم…گاها از سر عادت میرم چک میکنم ببینم امروز استوری جدید چی گذاشته؟یا گوشی که زنگ میخوره بصورت ناخوداگاه فکر میکنم که عزیز جون زنگ زده؟یه امتحان مهمی رو که نتیجه ش رو میگیرم با خودم میگم الان دیگه قرار نیست دعوام کنه که بخاطر ۲۵ صدم غلط گریه میکنم؟قرار نیست به مامان و بابا بگه که اینقدر به این دختر سخت نگیرید و اذیتش نکنید؟…من کنکورم رو که دادم کی قراره ذوق کنه و بگه در هر صورت مایه ی افتخار منی؟(بگذریم بزغالود شدم)
بنظرم ما ادم ها به تعداد کسایی که دوستشون داریم و دوستمون دارن توی قلبمون خونه داریم…بعضی از خونه ها خالی ان،بعضیاشون گرم و صمیمی…بعضیاشون نوسازن و بعضیا کاملا تخریب شدن…اما همچنان خونه ان…و ما به ازای هر خونه یه بخشی از خودمون رو داخلش جا میزاریم…و در هر حال همه ی ما بخش هایی از خودمون رو با خونه هایی که شاید دیگه روی این زمین نباشن از دست میدیم…اما در اخر به قول به سریالی من و تو هر دومون یه بخشی از خودمون رو از دست دادیم،اما چیزی که مهمه اینه که با بقیش چیکار کنیم دارچینک!(بهرحال من دوست دارم شنبلیله رو گاهی دارچینک صدا کنم🤷🏻♀️)
یجورایی یکم یاد کتاب زوال بشری اوسامو دازای افتادم…و خب در اخر هم همه ی ما میترسیم…همه ی ما جنگ های داریم که توشون مبارزه میکنیم و شاید هیچکس هرگز اینو نفهمه…اما بازهم بنظرم این که با وجود این همه درد و ترس ادامه میدی،خودش بزرگترین نشونه ی قدرت بشری عه،بازهم میگم،بهت افتخار میکنم.
خونه ی ادم لزوما یه چار دیواری نیست و کاملا میتونم حس کنم منظور این اهنگ هم همینه .
ایرپادو گذاشتم و پلیش کردم و راستش کاملا بهم وایب فیلم the greatest hits رو داد . انگار منم هریت بودم و پرت شدم به خونه هایی که تو زندگیم داشتم . خونه ی اول ، بغل برادرم که همیشه بوی خرمالو میداد . اما 9 سالگی خدا ازم گرفتش . خونه ی دوم ، مامان بزرگ پنبه ایم که هنوز میتونم قسم بخورم هیچی نرم تر از لپاش لمس نکردم تو زندگیم و 11 سالگی خدا ازم گرفتش . خونه ی سوم ، غزل عزیزم که دختر بچه ی مورد علاقم بود و معلولیت ذهنی نذاشت بفهمه دنیا قشنگه یا نه . چون تو هفت سالگی خودش و 14 سالگی من برای همیشه خندشو قورت داد و خدا ازم گرفتش .
خونه ی چهارم ، زهرای پونه ای ، دوست و همسایه و بزرگسال مورد علاقم که شونزده ساله شدم و بازم خدا ازم گرفتش . خونه ی اخر ، لیلا دیوونه . نمیدونم اسم حسی که بهش داشتم چی بود . معبود ؟ کسی که میخواستم شبیهش باشم ؟ همه ی داراییم ؟ قسمتی از روحم ؟ نمیدونم چون در اخر تو هیفده سالگی لعنتی و یه روز لعنتی تر یه بارون سه بار لعنت شده تر باز وسیله ای شد برای هدف خدا و باز ازم گرفتش .
از خونه میترسم ، از قرار دادن خودم کنار ادما میترسم ، از تصویرم تو اینه میترسم و بیشتر از همه ی اینا از خدا میترسم .
اینروزا هم خونه ام شده چشمای پر از امیدِ یار ، گوشه ی تختم ، زیر میز مطالعه ، استری کیدز ، بیمار بستری و بدونیم . کاش اینبار خدا ازم نگیره . کاش نگهشون داره که منم بعدش بهش بگم دیدی من اونقدرا هم بی لیاقت نبودم ؟ دیدی بلدم شکرتو بکنم و مراقبشون باشم ؟ اما بازم صدای گوش خراش اون هیولای کنار پنجره طنین انداز میشه و بهم میگه این بار هم خونه خراب میشی .
سه دقیقه و چهل و هفت ثانیه تموم شد ، شنبلیله مثل هریت چشماشو باز کرد ، انگار بازم به پنج سال پیش برگشته بود . اینبار میخواست به چیزی گوش بده که بتونه اینده رو هم ببینه . اینده ای که توش دوباره خونه خراب نشده .
این اهنگ در عین اینکه درمورد از دست رفتن ارامش صحبت میکنه ، یه ارامش و سبُکی عجیبی به ادم میده
Ghostly kisses هربار که یکی از اهنگاش رو میشنوم باعث میشه بیشتر به فکر فرو برم.
سلام به روی ماهت نکیسا جان چشم حتما از آلبوم جدید مرلین منسون هم میزارم
سلام اقای حداد ممنون از ترجمه ی عالیتون اگر میشه لطفا دو روز دیگه ۱۴اگوست که بخش دوم البوم مرلین منسن میاد از اون هم بزارید
باتشکر