متن و ترجمه آهنگ darkness از Two Bitz تک آهنگی که سال 2026 به همراه یک موزیک ویدئو منتشر شد.
سلام بدونیمی های عزیز امیدوارم خوب باشید، امروز متن و ترجمه آهنگ darkness رو براتون آماده کردم و قراره یکی از اون دریم پاپ های به ظاهر آروم ولی ترسناک رو گوش کنید.
Two Bitz نام یک پروژه موسیقی هست که هنوز نه کسی میدونه چند نفرن نه اسم و تصویری از خوانندش منتشر شده. من خودم اول فکر کردم حاصل شیرین کاری هوش مصنوعی باشه اما نه خوشبختانه کارِ دستِ انسانِ.
موسیقی Two Bitz ترکیبی از فضای folk، acoustic و ukulele با حال و هوای خیلی لطیف، رویایی و فانتزیه. بخشی از کارهاش هم بازخوانی یا برداشت های جدید از قطعات شناختهشده هست، مثلاً با Toru در قطعاتی مثل Always With Me ، Caribbean Blue و Veridis Quo همکاری داشته. از طرف دیگه، آثار مستقلی مثل Softwood در 2025 و تک آهنگهایی مثل Bandage، darkness، help و illusions در 2026 منتشر کرده.

آهنگ darkness از زبان کسی روایت میشه که با چیزی فراتر از غم درگیره. چیزی که از لیریک متوجه میشیم فرار از واقعیت، فرو رفتن در تاریکی ذهن و تبدیل شدن این تاریکی به پناهگاهی ناخواسته هست، چیزی که هم آزاردهندس و هم تنها جاییه که راوی فعلاً میتونه توش پناه بگیره.
بسیار خب دیگه بریم سراغ متن و ترجمه آهنگ darkness امیدوارم خوشتون بیاد و مثل همیشه حرفی سخنی داشتید بهم بگید.
کانال تلگرام و پیج اینستاگراممون رو هم دنبال کنید حتما:
Darkness :
متن و ترجمه آهنگ darkness :
[Verse 1]
Lights off, but I still see something staring back at me
No sound, but it’s loud
Heavy silence all around
چراغا خاموشِ، اما هنوز چیزی رو میبینم که بهم خیره شده
صدایی نیست اما خیلی کَر کنندس
سکوت سنگینی همه فضا رو پُر کرده
( چیزی که راوی باهاش درگیره پارانویا یا همون حس عدم امنیت درونی هست. شب و تاریکی همون زمانی هست که با خودتون خلوت میکنید، چیزی که از دل این تاریکی بهش خیره شده وجود فیزیکی نداره بلکه افکارش هستن. چیزی که توی ذهنش میگذره شاید صدا نداشته باشه اما به قدری شدیده که کر کننده خطابش میکنه. به خاطر همین اتفاقا سکوت براش مثل وزنه ای که روی قفسه سینش گذاشتن سنگینه. )
[Pre-Chorus]
I don’t feel it, but it stays
حسش نمیکنم ولی هنوز هست
[Chorus]
Darkness in my chest lays awake, won’t let me rest
I go quiet in my head
Darkness tucks me in instead
Darkness in my chest lays awake, won’t let me rest
I go quiet in my head
Darkness tucks me in instead
تاریکی توی سینم بیداره و نمیذاره استراحت کنم
ذهنم رو به سکوت میره
و در عوض این تاریکیِ که پتو رو روم میکشه
تاریکی توی سینم بیداره و نمیذاره استراحت کنم
ذهنم رو به سکوت میره
و در عوض این تاریکیِ که پتو رو روم میکشه
( chest نماد احساسات هست و تنها حسی که هنوز بیداره تاریکی یا حس پوچی و اضطراب راویِ که آرامش رو ازش گرفته. ذهنش از بس درگیر افکار منفی شده که دیگه خاموش میشه. اصطلاح tuck someone in به معنی پیچیدن پتو دور کسی و آماده کردنش برای خوابِ، اما اینجا کسی نیست که بهش آرامش بده پس تاریکی و افسردگی راوی رو در آغوش میگیره و تبدیل به همدمش میشه. )
[Verse 2]
Same day on repeat
Slow hours under me
No tears left to fall
Just a weight that fills it all
همون روز مدام تکرار میشه
ساعت ها به کُندی میگذرن
دیگه اشکی برای ریختن نمونده
فقط یه سنگینیِ که همه جا رو پُر کرده
( افراد مبتلا به افسردگی حاد احساس میکنن توی یه چرخه زمانی گیر افتادن فردا یا امروز براشون تفاوت چندانی با هم ندارن چون انگیزه ای برای آینده نیست. اینجور وقتا زندگی تبدیل میشه به یه فیلم کوتاه غمگین که دائم تکرار میشه. چون تحمل این وضعیت سخته زمان هم به آهستگی میگذره. )
[Pre-Chorus]
I don’t feel it, but it stays
حسش نمیکنم ولی هنوز هست
[Chorus]
Darkness in my chest lays awake, won’t let me rest
I go quiet in my head
Darkness tucks me in instead
Darkness in my chest lays awake, won’t let me rest
I go quiet in my head
Darkness tucks me in instead
تاریکی توی سینم بیداره و نمیذاره استراحت کنم
ذهنم رو به سکوت میره
و در عوض این تاریکیِ که پتو رو روم میکشه
تاریکی توی سینم بیداره و نمیذاره استراحت کنم
ذهنم رو به سکوت میره
و در عوض این تاریکیِ که پتو رو روم میکشه
[Outro]
Don’t wake me
I must have…/ I’m with it
بیدارم نکنید
من باید…/ من با اونم
( بیداری براش مساوی با مواجه شدن با همون احساسات همیشگیِ پس ترجیح میده توی همون فضای تاریک خواب باقی بمونه. در پایان لیریک هم I must have شنیده میشه هم I’m with it. در هر دو حالت تسلیم کامل راوی در برابر تاریکی رو شاهدیم. توی حالت اول حتی نمیتونه جملش رو کامل کنه خستگی روحی و ذهنی میبلعتش و در حالت دوم میگه من با این تاریکی گیر افتادم لازم نیست بیدارم کنید که خب یکم بوی مرگ میده. )











بچه ها به نظرتون طبیعیه که بری یکی رو ایسگا کنی بعد همکلاسی همون آدمی در بیاد که I was in love with?(به خدا اتفاقی بود)
آخه شهر هامون حتی ۱۶۷۰ کیلومتر فاصله داشت🤣
مادرش و پسر عموش و کل جد و ابادش هم پیدا کردم قبلاً اتفاقی:)
شماره هایی که به اسم پدرش هم ثبت شده رو دارم🤣
امروز هم خیلی عادی یه مقاله پیدا کردم در مورد تمرکز
یه هو دیدم سایت مدرسه ایه که همون آدم توش درس می خونه
تازه اسم همون آدم هم اون بالا زده بود با معدل و عکس شناسنامه 🙂
الان برم بهش بگم معدلت هم خوبه به نظرتون خودکشی می کنه؟:)
(کاش همین قدر ازش می دونستم البته🤣🤣🤣)
صداشو درنیار فقط تو میدونی 😂😂😂
آقا حسام حس میکنم کلا بعد از اون روز هوش مصنوعی خیلی دقت میکنید به این موضوع😂