متن و ترجمه شعر Bluebird از Charles Bukowski

متن و ترجمه شعر Bluebird از Charles Bukowski از کتاب مجموعه شعر The Last Night of the Earth که سال 1992 منتشر شد.

سلام بدونیمی های عزیزم امیدوارم خوب باشید، امروز متن و ترجمه شعر Bluebird رو براتون آماده کردم و فکر کنم این متفاوت ترین پست بدونیم باشه چون تا حالا ترجمه شعر نداشتیم و همش ترانه بوده.

Henry Charles Bukowski یه شاعر آمریکاییِ متولد آلمان بود که تقریباً تمام عمرش رو تو لس آنجلس گذروند. با اینکه اولین کارش تو 24 سالگی چاپ شد اما خیلی زود از فضای ادبی و نویسندگی ناامید شد، واسه همین 10 سال بعدیِ زندگیش رو به کارهای متفرقه گذروند و خودش رو تو الکل غرق کرد. اون بعدها درباره اولین باری که الکل خورده بود نوشت: این الکل قراره تا مدت های طولانی به دادم برسه. خلاصه بعد از اینکه از یه زخم معده شدید که نزدیک بود بکشتش جون سالم به در برد، دوباره شروع کرد به نوشتن شعر و داستان های کوتاه حتی واسه یه روزنامه زیرزمینی و کم عمر تو لس آنجلس به اسم Open City (شهر بی‌دفاع) هم می‌نوشت.

تو سن 49 سالگی، بعد از سال ها عرق خوریِ سنگین و خوش گذرونی های افراطی، بوکوفسکی با انتشارات Black Sparrow Press یه قراری گذاشت: اینکه کارش رو ول کنه و تمام وقت بچسبه به نوشتن. نتیجش شد بیش از 50 مجموعه شعر، شش تا رمان و دو تا فیلم سینمایی که از روی کارهاش ساخته شد، جوری که تبدیل شد به یکی از پرکارترین نویسنده های قرن بیستم.

منتقدها کارهای اون رو سطحی، ضد زن و پُزِ روشنفکری می‌دونستن در حالی که یه عده دیگه آثار و سبک زندگیش رو تا حد یه اسطوره بالا بردن. مجموعه های اون بیشتر به موضوعاتی مثل سکس، الکلیسم، افسردگی، انسان گریزی، خشونت و کلی تم تاریک دیگه می‌پردازند. سبک نوشتنش هم با یه ساختار شعر سپیدِ ساده و به ظاهر رندوم همراه با یه طنز کنایه آمیزِ منحصربه فرد شناخته می‌شه. بوکوفسکی یه دائم الخمر و زن باره معروف بود و بخش زیادی از آثارش هم حالت اتوبیوگرافی دارن. با اینکه بهش برچسب شاعر نسل Beat می‌زدن، اما خودش هیچوقت حاضر نشد وارد پاتوق ها و انجمن های ادبی بشه و واسه همین برای خیلی ها نماد عصیان و سرکشی بود. با اینکه سال ها خارج از آمریکا کلی موفقیت کسب کرد، اما تازه بعد از مرگش بود که اسم و آوازش به این جایگاه اسطوره ایِ امروزش رسید.

متن و ترجمه شعر Bluebird
متن و ترجمه شعر Bluebird

چه نوشته هاش درباره زن ها و بدبختی های آدم های معمولی جامعه باشه و چه مسیر رشدش از یه قهرمانِ زیرزمینی تا رسیدن به شهرت جهانی، کمتر شاعری چه زنده و چه مرده پیدا می‌شه که مثل چارلز بوکوفسکی انقدر با حس و حال و اتمسفر موسیقی هیپ پاپ جور و هماهنگ باشه.

خودم عاشق کتاب های ” داستان عامه پسند “، ” هالیوود و ” هزار پیشه ” بوکوفسکی هستم و توصیه می‌کنم اگر می‌خواید آثارش رو بخونید به هیچ وجه چاپ جدیدش رو تهیه نکنید چون با سانسور نابودشون کردن، مطمئن بشید نسخه ای رو می‌خونید که به متن اصلی وفادار مونده. نویسنده مورد علاقه خودِ چارلز بوکوفسکی شخصی به اسم لویی فردینان سلین هست و نگم براتون از نوشته های این هیولا شاهکاره.

شعر پرنده آبی یکی از معروف ترین کارهای بوکوفسکیه که اواخر عمرش و تو دورانی که خیلی می‌نشست با خودش خلوت و فکر می‌کرد اون رو نوشت. این شعر دست می‌ذاره روی یکی از عمیق‌ترین و ریشه دارترین احساسات آدمیزاد: یعنی همون حس آسیب پذیری.

بوکوفسکی معمولاً تو کارهاش به موضوعات خیلی مردونه و خشن می‌پرداخت اما این شعرش نشون میده که اون هم مثل بیشتر مردهای دیگه، کلی کلنجار می‌رفته تا بتونه خودش رو با تعریف های سنتیِ مردونگی سرسخت بودن و غرور تطبیق بده.

بسیار خب دیگه بریم سراغ متن و ترجمه این شعر زیبا امیدوارم خوشتون بیاد و مثل همیشه خوشحال میشم از دیدن نظرهاتون.

کانال تلگرام و پیج اینستاگراممون رو هم دنبال کنید حتما:

کانال تلگرام بدونیم

اینستاگرام بدونیم

Bluebird :

0:00

دانلود آهنگ


متن و ترجمه شعر Bluebird :

there’s a bluebird in my heart that

wants to get out

but I’m too tough for him,

I say, stay in there, I’m not going

to let anybody see you

یه پرنده آبی توی قلبمه

که می‌خواد بیرون بیاد

اما من خیلی بهش سخت می‌گیرم

بهش میگم، همونجا بمون

قرار نیست بزارم کسی ببینتت

( هزاران ساله که تو صدها فرهنگ مختلف سراسر دنیا، پرنده آبی (مرغ خوشبختی) یه نماد مثبت برای کلی حس و حال خوب بوده، مخصوصاً نمادی برای شادی، خوشبختی و تولد دوباره. خیلی از فرهنگ ها این پرنده رو مقدس می‌دونن، مثلاً تو افسانه های کره ای اعتقاد دارن که پرنده آبی پیام رسان خداهاست و حواسش به انسان ها هست. ملوان های قدیمی هم این باور رو قبول داشتن واسه همین هر وقت 10 هزار مایل دریایی رو به سلامت سفر می‌کردن، عکس یه پرنده آبی رو روی بدنشون تتو می‌کردن. بوکوفسکی تو این شعر احتمالاً داره به روحیه ظریف و شکننده پرنده آبی اشاره می‌کنه. یه پرنده آبیِ نیمه جون نشونه گذار از دوران پاکی و جوونی به دنیای بزرگسالی یا گناهه. اون پرنده آبی که تو قلب بوکوفسکی لونه کرده در واقع آخرین ذره های پاکی و معصومیتی هست که براش باقی مونده واسه همین هم شکننده ترین و آسیب پذیرترین بخش وجودشه. )

there’s a bluebird in my heart that

wants to get out

but I pour whiskey on him and inhale

cigarette smoke

and the whores and the bartenders

and the grocery clerks

never know that he’s in there

یه پرنده آبی توی قلبمه

که می‌خواد بیاد بیرون

اما روش ویسکی می‌ریزم و

دود سیگار رو فرومیدم

و فاحشه ها و بارمَن ها

و فروشنده مغازه ها

هرگز نمی‌فهمن اونجاس

there’s a bluebird in my heart that

wants to get out

but I’m too tough for him,

یه پرنده آبی توی قلبمه

که می‌خواد بیاد بیرون

اما من خیلی بهش سخت می‌گیرم

I say, stay down, do you want to mess me up?

you want to screw up the works?

you want to blow my book sales in Europe?

بهش میگم، اون پایین بمون، می‌خوای منو به دردسر بندازی؟

می‌خوای کارا رو خراب کنی؟

می‌خوای فروش کتابام در اروپا رو به باد بدی؟

( بوکوفسکی با شعرهاش، داستان هاش، شعرخونی های زند‌ش و کارهای دیگش یه تصویر خیلی گنده و اگزجره (کاریکاتوری) از خودش ساخته بود، مردی فوق العاده سرسخت که یه ظاهرِ مثل فولادِ محکم داشت. این ویژگی رو میشه تو شعرهایی مثل Two Toughs و I Don’t Know About You But قشنگ دید. با این حال اون یه سری آثار کمتر شناخته شده هم داشت مثل The History of One Tough Motherf*cker و همین شعر فعلی که یه دلسوزی و مهربونیِ کاملاً متفاوت رو تو وجود بوکوفسکی نشون می‌داد. )

there’s a bluebird in my heart that

wants to get out

but I’m too clever, I only let him out

at night sometimes

when everybody’s asleep

یه پرنده آبی توی قلبمه

که می‌خواد بیاد بیرون

اما من خیلی زرنگم، فقط بعضی وقتا

شبها اجازه میدم بیاد بیرون

وقتی همه خوابن

I say, I know that you’re there, so don’t be sad

then I put him back

بهش میگم، می‌دونم اونجایی، پس غمگین نباش

بعد دوباره برش می‌گردونم سرجاش

but he’s singing a little

in there, I haven’t quite let him die

اما یکم اونجا آواز می‌خونه

نزاشتم کامل بمیره

and we sleep together like that

with our secret pact

و ما همینطوری با پیمان پنهان بینمون

می‌خوابیم

and it’s nice enough to

make a man weep

but I don’t weep

do you?

و این به قدری خوبه که

یه آدم رو به گریه بندازه

اما من گریه نمی‌کنم

تو چطور؟

( هرچند بوکوفسکی در طول شعر خیلی زیرپوستی به آسیب پذیری خودش اعتراف کرده اما آخر سر با یه چرخش کنایه آمیز داستان رو تموم می‌کنه و اصرار داره که اصلاً اهل گریه کردن نیست. وقتی از خواننده می‌پرسه تو چی؟ انگار داره تلاش می‌کنه اون رو هم مجبور کنه تا کمی از موضعش کوتاه بیاد و آسیب پذیر بودنشو رو کنه. آدم قشنگ می‌تونه این بی پناهی و ناامیدی رو تو صداش حس کنه انگار ته دلش امیدواره که تنها کسی نباشه که بعضی وقت ها گریش می‌گیره. این خط نشون میده که شاعر اتفاقاً واقعاً گریه می‌کنه، اون هم تو خصوصی ترین و پرشورترین لحظاتش با همون پرنده آبی، پرنده ای که نماد اون بخش از وجودشه که با هیچکس تقسیمش نمی‌کنه. )


از دست ندید:

متن و ترجمه آهنگ Jimmy Savile از SKYND & SWARM

5/5 - (5 نظر)

برچسب‌ها

نویسنده
حسام حداد

عاشق تولید محتوا هستم و بدونیم برام یک کار نیست ازش لذت می‌برم جدای اینا به بازی های کامپیوتری هم علاقه زیادی دارم، نظرها و انتقادای خودتونو می‌تونید از طریق تلگرام بهم بگید: @Mrhesi

مطالب مرتبط

متن و ترجمه آهنگ Wings از گروه Jonas Brothers

متن و ترجمه آهنگ Wings از گروه Jonas Brothers که ششمین ترک از آلبوم The ...

حسام حداد

متن و ترجمه آهنگ Colder
متن و ترجمه آهنگ Colder از KUN

متن و ترجمه آهنگ Colder از KUN : دهمین ترک از آلبوم KUN که سال ...

حسام حداد

متن و ترجمه آهنگ Fitzpleasure از ​​alt-J

متن و ترجمه آهنگ Fitzpleasure از ​​alt-J که دهمین ترک از آلبوم  An Awesome Wave ...

حسام حداد

متن و ترجمه آهنگ hesitation
متن و ترجمه آهنگ hesitation از Andrew Garden

متن و ترجمه آهنگ hesitation از Andrew Garden تک آهنگی که سال 2021 به همراه ...

حسام حداد

41 دیدگاه دربارهٔ «متن و ترجمه شعر Bluebird از Charles Bukowski»

  1. نه من به خاطر اینکه کسی یه وقت خدایی نکرده مزاحمت برات ایجاد نکنه میگم تو کار اشتباهی نکردی

  2. عیبابا لطف کردید ولی خب والا چیز خاصی نداره ایدیم چندتا دونه عکس خودمه که باز who cares
    ولی خب اگه خلاف قوانین سایته من معذرت میخوام معمولا همیشه همینطوری همچیو پابلیک میکنم و بر حسب عادت بود ببخشید

  3. شنبلیله مجبور شدم کامنتتو ویرایش کنم آیدیتو چرا پابلیک میکنی بچه جان 😂

  4. سنسه راستش من اشتراک الماس دارم ولی خب کارای چرت و پرت نمیذاره برم درس بخونم واقعا
    این ایدی تلگرامم اگه بیای پیشم قربونت میرم ( توسط ادمین سانسور شد 😎 )
    زینبی مرسی . امیدوارم تو هم عالی بدی امتحاناتو . اصل کاریا مونده هنوز

  5. عزیزای دلم بنده هنوز نهاییامو کامل ندادم که بخوام ازمون جامع شروع کنم🙏🏻پس به خودتون افتخار کنید چون همینطوری شم عالی این،به قول معروف یه جمله هست که من همیشه بهش فکر میکنم و میگه که «معجزه ای که دنبالش میگردی توی انجام کاریه که ازش اجتناب میکنی»
    در ضمن شنبلیله ی عزیز دل! امیدوارم سبز بمونی✨

  6. هوراااا ببین کی اینجاستتت، شنبلیله خانمییییی
    در مورد دیابتت، امیدوارم که هر چه زودتر خوب بشی نازِ من
    و آزمونات، باور کن هر کنکوری‌ای در حال حاضر همین وضع رو داره، یه درصد هایی می‌زنم گریه که نه خنده ام می‌گیره
    و برو دوپینگ های ماز رو بزن، کاش ایدیتو داشتم برات می‌فرستادم😭 تو چنل های تلگرام هم هست، طبق برنامه‌ی ریکاوری ماز بری جلو می تونی نتیجه‌ی خیلی خفنی بگیری

  7. گلای ابی من برگشتم به جایی که اون روز بودم و خوشبختانه غمم رو باور کردم تو این چهار روز و خلاصه ای اخبار و اتفاقات و نتایج این سه روز چون من همیشه یچیزی برای گفتن دارم :
    _ دیابت من سر به فلک گذاشته و به شنبلیله ی انسولینی سلام کنید
    _ ازمونام خوب نیست و وای درصدام یجوریه که انگار تو بفرمایید شام بهم نمره دادن
    _ بالاخره تونستم دوقلوهای تازه بدنیا اومده ی خاله ام رو ببینم
    _ به این نتیجه رسیدم که ادما اگه شکارچی لحظه ی خوبی نباشن در نهایت میتونن مرگ یه لحظه رو ثبت کنن ( اشاره به قسمت جدید رادیو صبح جمعه با نشاط )
    _ اردکم مُرد
    _ یه فیکشن تموم کردم
    راستی همچیز رو هم خوندم و اره سارا جان تابستون 401 پایه هشتم رو جهشی خوندم متاسفانه و بابت سرچت خیلی ممنونم .

  8. زینب جان خیلی خیلی ممنونم ازتتت ♥️
    حتما میخونمشون بعد کنکور
    اگر درست متوجه شده باشم هم رشته ای هستیم پسسس
    حالا من بعدا باید براتون از امسال طلایی م تعریف کنم که چه مسیری داشتم 😑✨

  9. فقط منم که تا با بدونیم اشنا شدم؛ بعد از سه چهار روز زیر و رو کردنش، کامنت گذاشتم. شماها چقدر زندگی رو سخت گرفته بودید.😁
    ببینید دوستان، لیست الهه رو که دیدید! مشخصه که اینجا یه جورایی “شهر ارواح” شده 😅.
    همراهانِ غایب… اگر واقعاً جزو این لیست هستید، لطفاً حضورتون رو مورد عنایت ما قرار بدین! ترازوی دخترا دیگه خیلی سنگین شده و کفه ترازو به شدت به سمت ما متمایل شده؛ وقتشه با یه کامنت ساده، تعادل رو برقرار کنید و به عدالت برسید! کلاً بیاید یه کم از این وضعیت تعلیق خارج بشید، ما منتظریم!🙌✨ راستی، اولین نفری که از لیست الهه کامنت بذاره، امتیاز ویژه‌ای از ما دریافت می‌کنه!🏆 (شوخی کردم، فردا پس فردا نیاید بگید امتیاز من کو؛ من که امتیازی ندارم که بخوام به کسی بدم.😂)

  10. من تاااازه امروز فهمیدم کاور کرده شوکه شدم اصلا!با اینکه خیلی دوستش دارم ولی رسماً اهنگو خراب کرده بود😁رفتم به عالم و ادم راجبش غر زدم.حق با شماست جدی !حتما کار میکنم روی خودم^^

  11. اونی که کامنت نمی‌ذاره ولی زنده اس قدیما اینا بودن: محمد و حسین و بلادمون
    یه امیر حسین هم هست سالی یه بار میاد و می‌ره
    یه سه نقطه و پنیر و M هم جدیدا اضافه شدن😔😂
    محمدرضا(البته فکر کنم) هم یه بار جواب سارای اول رو داد و هرگز برنگشت
    عزیزان کرمتون چیه کامنت نمی‌ذارید؟

  12. مهمترین چیزی که اینجا داره اتفاق میفته اینه که راحت دارید از احساساتتون صحبت می‌کنید، هیچ وقت اجازه ندید خجالت یا اون صدای سرکوبگر درونتون باعث تلنبار شدن فکر و احساساتون بشه. فارق از اینکه کسی ببینه یا نبینه جواب بده یا اگه جواب داد با چه لحنی جواب داد شما کار خودتونو بکنید.
    و اما در مورد نسا برت باید بگم چون تازه یکی ازش ترجمه کردم گذاشتمش توی صف و کاور دین لوئیس رو فکر کنم یک ساعت بعد از انتشارش گوش دادم ولی ترجیح میدم یه شاهکاری مثل smells like teen spirit اول نسخه اصلیش بیاد روی سایت بعد کاورش.
    و یه نکته دیگه هم بگم من اگه ببینم ادل آهنگ جدید داده ولی یه خواننده مستقل و ناشناخته هم یه کار قوی داده اول اون ناشناس رو ترجمه میکنم. یه برزو نامی بینتون هست که هیچ وقت کامنت نمیده همیشه مستقیم توی تلگرام میاد سراغ خودم اون بهم لقب ضد سلبریتی داده 😂

  13. شنبلیله من هم مدتی که بشدت دارم با خودم کار میکنم که دیگه انقدرر با افکارم و خودکم‌بینی به خودم آسیب نزنم(که یک درصد هم موفق نبودم راجبش)ولی به ته مسیر امیدوارم و خب این باریکه ی امیده که ما انسان ها رو میکشونه تا تهش…راستش برای منم از مرداد سال ۴۰۳ که بدونیم رو چک میکردم و توی ذهنم به آقا حسام میگفتم چه بچه ی بامزه ایه این آقای حسی(حلال کنین آقا حسام😁) تا اوایل امسال طول کشید که کامنت بزارم و حتی بار اول به خودم گفتم اگه جوابم رو ندادن اصلا هیچوقت دیگه کامنت نمی‌زارم!…حتی همین الان هم توی کامنتام نگران اینم که وای نکنه جای این نکته نبود؟نکنه اورریکت بودم؟کاش کامنت نمیذاشتم و خدا می‌دونه سر این کامنت بوکفسکی بعد از فرستادنش چقدر با خودم دعوا کردم…ولی امید دارم که درست میشه.

    سارای عزیزم!اسم نگارین یکی از ارواح مرده ی زندگی منه که دارم واقعا سعی میکنم با کمک عزیزانم بهش غلبه کنم و نزارم اخرین قطعاتی که از زینب حقیقی مونده رو ازم بگیره،بشدتد دارم سعی میکنم که خودم باشم و از خودم بودن توی دنیایی که با همه متفاوتم نترسم،so call me زینب😉و چقدر این حس برای منم هست که میتونیم تا سالیان سال از بدونیم به عنوان نقطه ی اتصال بهترین دوستی هامون در سالها بعد یاد کنیم!

    سارا ولی نه اون یکی!منم خیلی خوشحالم که باهاتون آشنا شدم واقعا!شاید برات جالب باشه که من از خرخونای رشته ی تجربیم😂در مورد کتاب! راهنمای مردن با گیاهان دارویی،نام تمام مردگان یحیی ست از عباس معروفی،بر جاده های آبی سرخ از نادر ابراهیمی،یا زوال بشری از اوسامو دازای یا مثل اب برای شکلات(اگه ژانر رئالیسم جادویی دوست داری)اثار تامل برانگیزی هستن.ولی اگه کتابی رو میخوای که امیدت به زندگی رو بیشتر کنه و بهت حال خوب و انگیزه بده واقعا ژاپنی‌ها توی این مورد حرف اول رو میزنن و واقعا بی نظیرن؛خدا می‌دونه وقتی کتاب هاشون رو میخونم چه حجمی از جملاتش رو هایلایت میکنم !.اخرین کتاب ژاپنی که خوندم در کتابخانه پیدایش خواهی کرد اثر میچیکوآئویاما بود که واقعا برای زینب معجزه کرد!در مورد یه خانم کتابدار به اسم سایوری بود که توی هر فصل به یه نفر که به نحوی توی زندگیش با غم و مشکل و ناامیدی دست و پنجه نرم می‌کنه با معرفی یه کتاب عجیب غریب و شاید حتی نامربوط مشاوره میده!هرچی بگم کمه اینقدر شاهکار بود!…اگر هم شعر میخوای بخونی که من خودم ترجیحم شعر پارسی عه،کتابای آقای فاضل نظری و کاظم بهمنی و بانو فرخزاد بهترین ها هستن به معنای واقعی!

    اها راستی آقا حسام با توجه به فیکشن خوندن شنبلیله و اشاره ش به فلیکس و استری کیدز منظورش کامبک دیس & دقت عه که میاد!(بنده هم حواسم بود که آهنگ جدید نسا برت و کاور شاهکار دین لوئیس از smells like teen spirit از دستتون در رفته ها! )

    بازم ببخشین منو که اینقدر رو اعصابم گاها،مانا باشین!

  14. حسام جان مثل اینکه بند متال norther هم همینطور اونم بعد ۱۵ سال حالا نمیدونم 😭

    شنبلیله جان خودت رو انقدر سرزنش نکن صد در صد کسی که تا الان مونده درک میکنه ♥️ و چیز زیادی هم تا تموم شدن کنکورمون نمونده کسی هم خبر نداره که نتایج چجوری خواهد بود یا همین فردا چه اتفاقی میوفته پس خودت رو برای چیزی که نمیدونم اذیت نکن
    من روانشناسم اسم این صدای درونمو گذاشته ناظم غرغرو 😂 و بهم میگه که سعی کن به حرفش گوش کنی تا یه جایی ولی از یه جا به بعد باید بزاری هرچی میخاد بگه و تو مثل یه اشپز تازه کار نگران هی استرس نگیری که ” وای الان چکار کنم وای بلد نیستم چجوری به خواسته هاش عمل کنم ”
    نویز قهوه ای بزار ( برامن جوابه شاید تو سفید یا صورتی رو بیشتر بپسندی) و کف اتاق دراز بکش چشماتو ببند سعی کن فکر نکنی به این چیزا
    شنبلیله ما انقدری خفنه که تونسته از پس یه سال جهشی خوتدن و خیلی چیزای دیگه بر بیاد و کار سختی هم هست پس از پس اینم بر میای

  15. شنبلیله، واقعا جهشــی خوندی!؟ کدوم پایه؟😃

    حسام، یه جست‌و‌جوی کوچیک برات انجام دادم. هفت آگوست که جمعه میشه دوتا گروه کامبک دارن:
    Stray Kids, THIS & THAT
    ARTMS, Hyper-Ego

  16. گلای آبی خیلی خیلی بابت حرفاتون ممنونم واقعا باعث افتخاره که همچین نظر قشنگی نسبت بهم دارید . زبانم قاصره بخدا ( وی دوروزه که به پشت کنکوری شدن فکر میکنه و گریه میکنه و داره با خودش میگه شاید باید از پارتنرم جدا بشم چونکه عملا زوج های پونصد سال پیش هم که با کبوتر نامه رسان باهم حرف میزدن بیشتر از اونها باهم در ارتباطن و همش هم تقصیر همین وی نادان و کریپ هست )
    کلا ببخشید اگه اون چه واقعا احساس میکنم رو به زبون نمیارم . شاید باید تمام حواسم رو بذارم تو این فکر کردن و با خودم بشینم دو دو تا چهارتا کنم ببینم چجوری میتونم از این ابهام لعنتی نجات پیدا کنم . یه سه چهار روز زیر پتو قایم بشم و هیچ جا افتابیم نشه فکر کنم بهتر بشم و وای باورم نمیشه یکسال دیگه هم باید از تمام چیزای مورد علاقم و ورزش کردن و زبان اشاره عقب بمونم . یا مثلا اینکه قراره همسن هام که امسال میرن دوازدهم بگن عع شنبلیله یکسال جهشی خوند و حالا قبول نشد و باز درجا زد . اصلا راستش دلم میخواد خفه شم تا همون سه چهار پنج روز دیگه که شاید بتونم سوگواریمو تموم کنم . ولیییییییی جمعه کامبک گروه مورد علاقمه و اگه اقای حداد مهربون تایتل ترک رو ترجمه کردن میام اینجا خودمو به هزار تیکه نامساوی تقسیم میکنم چون کلی چیز میز دارم برای گفتن اونموقع . خلاصه که مراقب خودتون باشید و کلی اهنگ بامزه گوش بدید و مصرف یکبار شنبلیله در طول هفته رو فراموش نکنید . بدرود گلای آبی 3>

  17. سارا ولی نه اون یکی نازم کتاب سهم من رو اول بخون بعد دالان بهشت(دالان بهشت جزو سه رمان برتر ایرانه و می میرم براش)
    از کتابای ترند بازار زیاد خوشم نمیاد من
    مثلا همون سمفونی مردگان یا ادم خواران و شوهر اهو خانم و سال بلوا و چشمهایش و… رو که خوندم یعنی اصن اینجوری بودم که وات د؟؟؟
    مخصوصا سمفونی مسخرررره ترین و بی مفهوم ترین کتاب عمرم بود فقط چند صفحه ی اول چندتا تشبیه زیبا داشت.

  18. سارا ی یک 😁
    منم همینطور! من بعد یک مدت یاد گرفتم نباید ادم هارو خانواده ت بدونی هرچقدرم صمیمی باشن دوست ن و تا اخرش باهات نمیمونن یا همیشگی نیستن و بعد از یک مدت کمرنگ میشن
    الی خوشگله
    خیلی برای نویسنده موافقم باهات اینکه فرهنگ هاشون قابل درک تره♥️
    ببخشید انقدر حرف زدم یکم نبودم دیدم خیلی صحبت کردین و دوست داشتم به همه پاسخ بدم
    نیشه لطفا بهم چند تا چیز معرفی کنین که بخونم
    والا کامنتا رو خوندم حس کردم خیلی عقبم و هیچی بلد نیستم 😂😭

  19. و شنبلیه جان ✨
    منم چند سالی هست که اضطراب و فشار باعث شده از کمالگرایی کوچیکی که داشتم به خودتخریبی کامل برسم و کم کم بقول تو دیگه با خودم دوست نباشم … میخوام بدونی این فقط برای تو نیست و همه ممکنه یه موقعی از زندگی شون به هر دلیلی اینجوری بشن و ما قطعا پیشت هستیم ولی دوست دارم بیشتر به این حواست باشه که یه موقعی چیز های خوب رو بد نبینی ینی چیز هایی که خوشحالت میکرد یا حس خوب میداد یا دوستشون داشتی رو کنار نذاری♥️
    جدا از اینا به نظرم اتفاقا دوست خوبی خواهی بود و واقعا خییییلی ادم جالبی هستی از اون دسته که ادم با خودش میگه من دوست دارم باهاش بیشتر اشنا بشم :>>

  20. بچه ها من واقعا خوشحالم از اینکه دارمتون 😭
    زینب نگارین عزیزم خیلی ممنونم بابت شعر قشنگی که بهم گفتی ♥️ راستش اصلا فکر نمیکردم یک روز یک نفر انقدر اگاه و دانا باشه که بتونه برای بقیه نسبت به اخلاقشون شعر پیشنهاد بده اونم از یک نویسنده یکسان چون حداقل من اکثر دوستام یا ریاضی بودن یا تجربی نه اینکه بگم اونا مطالعه نداشتن ولی مطالعه شون محدود و مربوط به درس بود و چیزای دیگه ای رو باهم درمون میزاشتیم و خیلی دوست ادبیاتی نداشتم و الان شما همون یه نفری ^^ ممنونم ♥️

  21. شنبلیله جونی شاید باورت نشه ولی تو همون کامنت دومت گفتم باید با این دختر صمیمی بشم
    و خیلی وحشتناک زیاد عاشقتم دختر.
    و نگارین خیلی ممنونم از شعر تقدیمی زیبات و خوشحالم که تو هم عاشق کتاب خوندنی 💞

  22. زینبِ نگارین، نمی‌دونی این شعر چقدر در لحظه‌ای که در تکاپو و کلنجار با خودم بودم، برام مثل یک جرقه عمل کرد. انگار دقیقاً همون چیزی بود که روحم بهش نیاز داشت. خوندنش باعث شد احساس کنم چقدر خوب منو شناختی. این که در این شعر، اون استقلال فردی، اون میل به اصالت، رد کردنِ تظاهرات اجتماعی و نیاز به حفظ مرزهای درونی رو دیدم، دقیقاً همون ویژگی‌هایی هست که همیشه سعی می‌کنم در خودم حفظ کنم. اینکه چطور می‌توان با تمام نقص‌ها، مستقل و قدرتمند بود، برام الهام‌بخش شد. ممنونم که با این انتخاب هوشمندانه، بخشی از مسیر درونی‌ام رو دیده و با من به اشتراک گذاشتی. خیلی برام عزیز بود.💖 (راستی، بگو که دوست داری با کدوم صدات کنیم. زینب یا نگارین؟)

    شنبلیله، می‌دونی خوندن حرفات باعث شد بفهمم چقدر روح بزرگی داری که حتی با این همه سخت‌گیری نسبت به خودت، باز هم دنبال یه اتصال واقعی و صادقانه می‌گردی. واقعاً باعث افتخاره که روز به روز داریم به هم نزدیک‌تر می‌شیم و اجازه می‌دیم قلب‌هامون کنار هم قرار بگیرن.
    راستش من سه سال همکلاسی های ثابت داشتم، و یکی‌شون رو دوست صدا می‌کنم، اما هیچ‌وقت این حس رو نداشتم که اونا می‌تونن اون آدم‌های ماندگار زندگی من باشن؛ کسایی که سال‌ها بعد وقتی به دوران جوانی نگاه می‌کنیم، هنوز کنارمون باشن و از حال هم باخبر باشیم. ولی الان، حس می‌کنم شماها قراره همون یادگاریِ قشنگ اواخر دبیرستان باشید که تا سالیان سال حفظش می‌کنیم.
    راستی… یه سوال! پس یعنی کل این دو ماه و نیم، ما و حرف‌هامون رو زیر نظر داشتی؟ 😉 پس معلومه که خیلی دقیق و با دقت همه‌چیز رو رصد می‌کردی!
    در نهایت می‌خوام اینو بهت بگم: گاهی زندگی ما رو توی شرایطی قرار میده که انگار نیاز داریم زمان رو متوقف کنیم تا خودِ از دست رفته‌مون رو دوباره پیدا کنیم. اگه توی این مسیر، اطرافیان یا دوستای فعلی‌ات این نیاز رو درک نمی‌کنن یا متوجه این سکوت و عقب‌نشینی‌ات نمی‌شن، اصلاً لیاقت اون قلب مهربون و عمیق تو رو ندارن. پس نگران نباش، ما کنارتیم.🌺

  23. الی جان و نگارین عزیزم بابت پیشنهاداتتون خیلی مرسی . اگر از این مخمصه ی احمقانه ی بی حوصلگی بیام بیرون حتما اول اینایی که گفتید رو میخونم . راستش الان منتال بریک داون کاری باهام کرده که شاید باورتون نشه ولی حتی از اسکرول کردنمم هفته ها میگذره .
    و راستی نگارین جان من اصلا دوست خوبی نیستم
    یعنی در واقع ادم بدجنس و اساسا بی ادب و قدرنشناسی نیستم ولی خب
    من حتی شبا قبل خواب برای دوست شدن با اقای حداد مهربون و شما و ساراهای ناز و الهه خوشگله و اقای مهدی دعا میکنم . دلم میخواد جدی جدی باهاتون دوست باشم و درمورد روزمرگیام براتون بگم . و چه کسی برای دوستی بهتر از شما واقعا
    اما لازمه ی دوست شدن و کلا دوست داشتن ادما اینه که اول از همه خویشتن رو دوست بداریم که خب من خود تخریب ترین و بی رحم ترین ادمیم که در برابر خودش میتونه وجود داشته باشه . بخاطر همین هم از نیمه شب رندومی که وارد بدونیم شدم تا بعد از ظهر مغمومی که تصمیم گرفتم خودم رو به شما معرفی کنم حدودا دو ماه و نیم طول کشید . همش با خودم میگفتم تو واقعا تهش فقط یه یوزر رندوم تو یه سایتی دیگه .
    از دوست داشتن ادما و دوستای قبلیمم تا یه حد زیادی دارم شونه خالی میکنم . امکان داره همین روزا بیام بهتون بگم خب سلام شنبلیله پلاسید و همه ی ادمای مورد علاقش بخاطر کم توجهی هاش گلدونش رو شکوندن .

  24. فکر کنم کتاب بادبادک باز ارزش خوندن داشته باشه
    حداقل تهش متوجه میشیم خطرناک ترین آدم زندگیمون لزوما دشمنمون نیست گاهی همونیه که برادر خطابش میکنیم

  25. شنبلیله خانمی به روی چشم، حتما تو لیست خوندنی هام قرارش می دم
    تو هم برو کتاب سهم من رو بخون اثر پری نوش صنیعیه(بیشتر جنبه ی سیاسی اجتماعی دوران انقلاب رو روایت می کنه و حال این روزهامونه)
    بعد این همه کتابی که خوندم واقعا هیچ کدوم سهم من نشدن و به شدددت زیباست

  26. داشتم گریه میکردم و وسطش یادم اومد دیروز اصلا بدونیم عزیزم رو که به یه روتین تو زندگیم تبدیل شده چک نکردم.
    یهو دیدم اسم بوفوسکی عزیزم؟!پرنده ی آبی؟…خدا میدونه چقدر ذوق کردم!
    آقا حساااااااام ممنون!(بله بازهم از یکی از افراد مورد علاقه ی من پست کردین)
    بگین که منتظر بودید ببینین این خوره ی کتاب درمورد چارلز چیا برای گفتن داره!
    چارلز جز محدود شاعرانیه که زن ستیز بوده و من با این حال واقعا دوستش دارم،چون معتقدم توی اواخر زندگیش به این باور رسیده بود که دیدگاهش غلطه و توی نوشته ها و اشعارش هم این مشهود بود.یجا توی یکی از شعراش از کتاب”سوختن در آب، غرق شدن در آتش” گفته بود که:
    《به دنبال کلمه‌ها می‌گردم
    سال‌هاست که زن‌ها و منتقدها و دانشگاه‌ها را از خود رنجانده‌ام》
    چارلز یه مدت خیلی کوتاهی قبل از مرگش کتاب عامه پسند رو نوشت و باعث میشه به این فکر کنم که اگر بیشتر زنده میموند قرار بود چه شاهکار هایی رو به دنیای ادبیات اضافه کنه؟!…
    همونطوری که توی کتاب “آویزان از نخ” خودش هم راجب مرگش باورش نمیشد و این رو میگفت:
    شصت و چهار روز و شب
    در آن مکان.
    شیمی درمانی،
    آنتی‌بیوتیک، جریان خون
    در کاتتر.
    سرطان خون.
    کی؟ من؟
    در هفتاد و دو سالگی این فکر احمقانه را داشتم
    که با آرامش در حین خواب خواهم مرد
    اما
    خدایان نقشه خودشان را دارند.
    زیردستگاه می‌نشینم،
    داغون، نیم زنده
    هنوز در جستجوی الهامم
    اما فقط برای چند لحظه به زندگی باز گشته‌ام
    دیگر هیچ چیز مثل همیشه نیست
    من دوباره متولد شده‌ام
    تنها چند روز بیشتر
    و چند شب دیگر را
    دنبال می کنم
    مثل
    همین
    یکی
    ________________
    خلاصه که پرنده ی آبی همیشه حالم رو دگرگون کرده و میکنه.خاصیت اشعار بوفوسکی همین به فکر واداشتنش عه و من چقدررررر خوشحالم که تمامشون رو خوندم:(
    بشدت من رو یاد تایمی میندازن که فرانسوی رو یاد میگرفتم فقط به خاطر اینکه برم اشعار بودلر رو بخونم…
    آقا حسام از اونجایی که عامه پسند و بوفوسکی سلیقه تون بوده بهتون اشعار فارسی-انگلیسی آقای کیا رستمی رو هم پیشنهاد میکنم…واقعا دردناک و محشرن!
    الهه ورژن بدون سانسور اون کتاب دو توی تلگرام دارم،حتما بعدا یادم بیار برات بفرستمش✨️
    و شنبلیله ی عزیزم،موافقم…هر کسی یک پرنده ی آبی داره توی قلبش که برای یک چیزی بال هاش رو باز میکنه و پرواز میکنه‌.
    و به مناسبت این پست قشنگ دوست دارم به هر کدوم از عزیزان یه شعر از بوفوسکی تقدیم کنم^○^.
    آقا حسام عزیز!
    شعر شما میشه “انتظار کشیدن بر دیوارها”…مفهوم کامل امید به فردا در عین ناامیدی و سیاهی و اندوهی که ما رو احاطه کرده‌.
    الهه جانم!
    شعری که برای تو انتخاب کردم”جایی در میان قلب هست”…مفهوم اون قلب مهربونی که در درون خودت داری و بعضی ها آسیبی بهش زدن که حفره ی خالیش با هیچ چیز پر نمیشه
    شنبلیله جونی!
    من از همووون اول که پیام اولت رو خوندم شعر”زندگی ای برای هدر دادن” از بوفوسکی توی ذهنم طنین انداز شد.مفهوم کامل زیبایی در عین سادگی،و اینکه بعضی زندگی ها برا هدر دادن ان…خلاصه که ازین آدمهایی هستی که میخوام باهات دوست بشم،عمیق و زیبا!.

    سارای یک عزیزم!
    شعری که برای شما برگزیدم “بگذاریم همه چیز همانطور باقی بماند” عه،مفهوم کامل کنار اومدن با جهان هستی،منطق و قدرتی که از درون نشات میگیره.

    سارا ولی نه اون یکی جان!
    شعر “دل های تنها”از بوفوسکی بهترین چیزی بود که میتونستم بهت نسبت بدم،مهربون و خاص،با همدردی ای برای انسان ها که هر کسی اون رو نداره.

    آقا مهدی!
    شعر “همیشه کسی در اتاق کناری هست” از چارلز بوفوسکی من رو یاد شما انداخت و اینطوری بودم که خبب اینم برای شما!.چون همیشه یکی هست،حتی اگر ما نبینیمش،و خب اگه نبود؟نیست دیگه.

  27. ولی من بیشتر از ایرانیا می خونم، چون اعتقاد دارم کتابی که بر اساس فرهنگ و جامعه ای که توش زندگی می کنم نوشته شده باشه، خیلی بهتر باهاش مأنوس می شه شد.

  28. اقای حداد مهربون و الهه خوشگله
    من میگم یه سری به امین اسدی مقدم بزنید . کتاب جایی که ما تئاتر بازی میکنیم از قشنگترین و بامزه ترین کتابای ایرانی ای بود که خوندن

  29. خیلی وقت پیشا چنتا خوندم ولی کلا نه زیاد با نویسنده های ایرانی آشنایی ندارم
    الان کار و بدونیم دست و بالمو بستن وگرنه دوست دارم باز یه چیزی بخونم

  30. همه ی ادما تو قلبشون یه bluebird دارن .
    برای هرکی هم نماد یچیزیه . من فکر میکنم عشق واقعی وقتی اتفاق میوفته که اجازه بدیم طرف مقابلمون bluebird درونمون رو ببینه .

  31. وای دقیقااا
    نمی دونم کتاب های دنیای وستروس رو خوندی یا نه اما کاملا تحریف شدن. مترجم داستان دیگه ای برای خودش خلق کرده.
    نویسنده های ایرانی چی؟ از اوناهم می خونی حسام؟

  32. کتاباش هست اما خب بدجور سانسور میشن مثلا من وقتی هزار پیشه رو می‌خوندم با یه نسخه جدید مقایسش کردم فقط کم مونده بود بگه طرف صبحا میره مسجد هر شبم آب زمزم می‌خوره 😂
    نمیدونم چطور به خودشون اجازه میدن یه کتاب رو اینطوری تغییر بدن خیلی زشته

  33. زیاد نه راستش، یه چند تا شعر و تیکه رمان خوندم ازش، یکیش هم همین بلوبرد بود
    اما در کل زیاد کتاب می خونم من و یه مدت هم در به در دنبال کتاب لاو ایز ا داگ فرام هل بدون سانسور بودم
    هیچ جایی نداشتش منصرف شدم😭
    علت ذوقم هم این بود من تو کل زندگیم جز مادرم و پدرم آدم کتاب خون ندیدم و وقتی در موردش حرف می زنم یا میگن چه حوصله ای داری یا میگن خرخون🙂

  34. نمی‌تونی حدس بزنی وقتی این پست رو دیدم چه‌قدررر ذوق کردممم

دیدگاه خود را بنویسید