متن و ترجمه آهنگ No Surprises از Radiohead دهمین ترک از آلبوم OK Computer که سال 1997 به همراه یک موزیک ویدئو منتشر شد.
سلام بدونیمی های عزیز ایتس یور بوی حسی چطورید؟ امروز متن و ترجمه آهنگ No Surprises رو براتون آماده کردم و قراره داستان کسی رو بشنوید که دیگه توان ادامه دادن نداره.
Radiohead یک گروه آلترناتیو راک انگلیسیه که سال 1985 در Abingdon شکل گرفت و با اعضایی مثل Thom Yorke، Jonny Greenwood، Colin Greenwood، Ed O’Brien و Philip Selway شناخته میشه. گروه با آلبومهایی مثل The Bends و مخصوصاً OK Computer به شهرت جهانی رسید و بهخاطر ترکیب راک با موسیقی الکترونیک، فضاسازی های متفاوت و ترانه هایی با مضامین روانشناختی و اجتماعی یکی از تأثیرگذارترین گروه های موسیقی مدرن محسوب میشه.
Radiohead در ادامه با آلبومهایی مثل Kid A، Amnesiac و In Rainbows مسیر موسیقی خودش رو بیشتر از راک سنتی دور کرد و به سمت صداهای تجربی و الکترونیک رفت. آثار گروه معمولاً درباره بیگانگی، اضطراب، فشار زندگی مدرن، تنهایی و بحران های درونی انسانه و همین فضای خاص باعث شده موسیقی Radiohead همچنان بین طرفدارها و منتقدها جایگاه ویژهای داشته باشه.

آهنگ No Surprises از زبان شخصی روایت میشه که زیر فشار یک زندگی فرساینده، شغل خسته کننده و احساس تنهایی و بیگانگی دیگه توان ادامه دادن و مبارزه کردن رو نداره. این شخص احساس میکنه کسی واقعاً حرفش رو نمیشنوه و شرایطش رو درک نمیکنه بهجای تغییر دادن زندگی، آرزوی یک زندگی کاملاً آرام و بدون دردسر رو داره، آرامشی که کم کم به بیتفاوتی و تسلیم شدن در برابر زندگی تبدیل میشه. Thom Yorke هم سوژه آهنگ رو فردی توصیف کرده که سعی میکنه خودش رو سرپا نگه داره، اما نمیتونه.
و یک اتفاق جالبی هم با این پست برای بدونیم میفته و اینه که به هزارمین ترجمه آهنگ خودمون رسیدیم و حالا میتونم بگم به هزار توی بدونیم خوش اومدید 😀 . باعث افتخاره برای من که تا اینجا همراهتون بودم و امیدوارم شما هم از بدونیم راضی باشید.
بسیار خب دیگه بریم سراغ متن و ترجمه آهنگ No Surprises امیدوارم لذت ببرید و مثل همیشه حرفی سخنی داشتید بهم بگید.
کانال تلگرام و پیج اینستاگراممون رو هم دنبال کنید حتما:
No Surprises :
متن و ترجمه آهنگ No Surprises :
[Verse 1]
A heart that’s full up like a landfill
A job that slowly kills you
Bruises that won’t heal
قلبی که مثل یه زباله دون پُر شده
شغلی که داره آروم میکشتت
کبودی هایی که خوب نمیشن
( اولین جمله این آهنگ یه جور بازی هوشمندانه با انتظاراته. معمولاً وقتی میگیم “قلبی پُر” یا “قلبی سرشار” برداشت مثبتی داریم، مثلاً قلبی پر از عشق. اما وقتی پر بودن قلب با پر بودن یک محل دفن زباله مقایسه میشه، تصویر کاملاً برعکس میشه.محل دفن زباله جایی کثیف، بدبو و پر از زبالس. بنابراین وقتی راوی پر بودن قلبش رو به چنین جایی تشبیه میکنه، به جای اینکه تصویری از عشق و شادی بسازه، انگار قلبش رو مملو از آلودگی، درد و چیزهای دورریختنی توصیف میکنه. قلب راوی پُره، اما نه از عشق؛ از زباله های عاطفی و دردهایی که روی هم انباشته شدن. در ادامه آدمی رو میبینیم که توی زندگی مدرن امروزی و کاری که اصلا بهش علاقه ای نداره گیر کرده همه اینا باعث به وجود اومدن آسیبی شدن که درمانی براش نیست. )
[Verse 2]
You look so tired, unhappy
Bring down the government
They don’t, they don’t speak for us
خیلی خسته و ناراحت به نظر میرسی
حکومت رو سرنگون کن
اونا نماینده ما نیستن
( توی قسمت اول انگار یک شخص دیگه به راوی میگه خیلی خسته و داغون به نظر میای بدون اینکه راه حلی بده این در واقع برخورد جامعه با آدمی هست که توی چنین شرایطی گیر کرده. در نگاه اول Bring down the government خیلی واضح به نظر میرسه: راوی فهمیده که دولت عملاً مزخرفه و معمولاً کاری رو که مردم میخوان یا بهش نیاز دارن انجام نمیده. اما این برداشت چندان با فضای کلی آهنگ و حتی نوع خوندن به شدت یکنواخت و بیاحساس Thom Yorke جور درنمیاد. برداشت جالب تر اینه که این جمله در واقع یک جواب طعنه آمیز به آدم هایی باشه که مدام سعی میکنن به یک فرد افسرده بگن مشکل زندگیش چیه و چطور باید درستش کنه. Yorke نه واقعاً داره از یک دیدگاه ضد دولتی دفاع میکنه و نه مستقیماً باهاش مخالفت میکنه. شخصیت این آهنگ که به نظر میرسه به خودکشی فکر میکنه، از اینکه دیگران مدام بهش میگن مشکل کجاست، خسته شده. اون نمیتونه شغلش رو درست کنه، نمیتونه زخم ها و آسیب های خودش رو از بین ببره، چه برسه به اینکه بخواد کل دولت رو تغییر بده. در واقع اون در دنیای ذهن خودش گیر افتاده و توان تغییر شرایط بیرونی رو نداره. Thom Yorke در مصاحبه با Rolling Stone هم درباره معنای این بخش توضیح داده و گفته این جمله اصلاً قرار نبوده یک حرف سیاسی باشه. ایده اون زمانی به ذهنش رسید که در یک سفر دو ساعته با اتوبوس، کنار تعدادی بازنشسته سالخورده در بریتانیا نشسته بود. چیزی که ذهنش رو درگیر کرده بود این بود که چرا آدم هایی مثل اینا به حال خودشون رها شدن و کسی به دادشون نمیرسه، اگر این یک جامعه دموکراتیکه، پس چرا باید این افراد همین طور رها بشن و به حال خودشون پوسیده بشن؟ بنابراین در چارچوب آهنگ، جمله Bring down the government / They don’t speak for us بیشتر از اینکه یک فریاد اعتراضی و انقلابی باشه، حالتی منفعلانه و حتی کمی طعنه آمیز داره. راوی احساس میکنه دنیا و جامعه ولش کردن، اما خودش هم دیگه انرژی یا توان تغییر چیزی رو نداره. فقط میتونه از این وضعیت شکایت کنه و همین ناتوانی و بیتفاوتی با فضای افسرده و فرسوده کل آهنگ هماهنگه. )
[Verse 3]
I’ll take a quiet life
A handshake of carbon monoxide
And no alarms and no surprises
No alarms and no surprises
No alarms and no surprises
Silent
Silent
من یه زندگی آروم و بی سر و صدا رو انتخاب میکنم
یه دست دادن با گاز مونوکسید کربن
و بدون هیچ هشدار و غافلگیری
بدون هیچ هشدار و غافلگیری
بدون هیچ هشدار و غافلگیری
سکوت
سکوت
( راوی دیگه امیدی نداره که دیگران صدایش رو بشنون یا حرفش رو بفهمن، بنابراین به جای تلاش برای تغییر شرایط، آرزوش اینه که از همه چیز فاصله بگیره و به یک زندگی ساکت و منزوی پناه ببره. این زندگی آرام میتونه به سبک زندگی ای اشاره داشته باشه که توش خبری از حواس پرتیهای سطحی، فشارهای روزمره و راه های مختلف فرار از واقعیت نیست، نوعی بی تفاوتی و جدا شدن از دنیای اطراف که شاید حتی حالتی شبیه گسست عاطفی داشته باشه. از طرف دیگه این جمله میتونه یک معنای دوگانه هم داشته باشه: راوی شاید در واقع داره به قصدش برای پایان دادن به زندگی خودش اشاره میکنه و زندگی آرام رو به شکل استعاری، سکوت ابدیِ مرگ میبینه. مونوکسید کربن گازی بی رنگ، بی مزه و بی بوئه و وقتی فرد مقدار زیادی از اون رو تنفس کنه، ممکنه بدون اینکه متوجه خطر بشه، کم کم هوشیاریش رو از دست بده و به خواب بره. در صورت ادامه مسمومیت این وضعیت میتونه به مرگ منجر بشه. بیشتر ساختمان ها برای شناسایی سطح بالای مونوکسید کربن، سیستم های هشدار دارن، حتی وقتی هیچ آتش قابل مشاهده ای وجود نداره. اما راوی به جای اینکه با شنیدن این هشدار بترسه یا برای نجات خودش کاری کنه، انگار ترجیح میده خطر رو بپذیره و تسلیمش بشه. وقتی میگه “یک زندگی آرام رو انتخاب میکنم” و از عبارت “دست دادن با مونوکسید کربن” استفاده میکنه در واقع این تصمیم منفعلانه رو به یک جور معامله با یک قاتل خاموش تشبیه میکنه. “دست دادن” نمادی از پذیرفتن و کنار اومدن با این سرنوشت محسوب میشه، درست مثل تسلیم شدن در برابر گذر زمان که میتونه به صورت خاموش آدم رو فرسوده کنه. )
[Verse 4]
This is my final fit
My final bellyache with
No alarms and no surprises
No alarms and no surprises
No alarms and no surprises, please
این آخرین فریادِ منِ
آخرین درد دلمِ با…
بدون هیچ هشدار و غافلگیری
بدون هیچ هشدار و غافلگیری
بدون هیچ هشدار و غافلگیری، لطفا
( کلمهی fit معمولاً برای توصیف فوران احساسی و قشقرق یه بچه به کار میره، بنابراین وقتی راوی احساسات خودش رو با چنین واژه ای توصیف میکنه، انگار ارزش و اعتبار حرف های خودش رو هم پایین میاره و خودش رو مثل کودکی میبینه که دیگران جدیش نمیگیرن. این موضوع میتونه نشون دهنده نگاه منفی راوی به خودش و احساس بیارزش بودنش باشه. راوی از فکر کردن به آخرین فوران احساسی خودش نوعی آرامش پیدا میکنه چون باور داره این آخرین باریه که مجبور میشه احساس تنهایی، درک نشدن و نادیده گرفته شدن رو تحمل کنه و بعد از مرگ، همه این دردها برای همیشه تموم میشن. Bellyache اینجا دو معنی داره: اول، به معنی تهوع یا دل درده، حالتی که میتونه از عوارض مسمومیت با مونوکسید کربن باشه و راوی قبل تر هم بهش اشاره کرده. درد و ناراحتی این حالت، بخشی از رنجیه که راوی دیگه نمیخواد تحملش کنه و انگار خوشحاله که قرار نیست دوباره در طول زندگیش این درد رو تجربه کنه. دوم، bellyaching در انگلیسی به معنی زیاد و با صدای بلند شکایت کردن و غر زدنه. بنابراین bellyache میتونه استعاره از آخرین شکایت راوی از دنیا باشه، آخرین باری که از زندگی و شرایطش گلایه میکنه، پیش از اینکه برای همیشه ترکش کنه. در واقع راوی دیگه از مبارزه یا ابراز احساسات دست کشیده و خودش رو کاملاً به تسلیم و بیتفاوتی سپرده، انگار پذیرفته که دیگه قرار نیست چیزی رو تغییر بده. )
[Verse 5]
Such a pretty house
And such a pretty garden
No alarms and no surprises (Let me out of here)
No alarms and no surprises (Let me out of here)
No alarms and no surprises, please (Let me out of here)
چه خونه و
باغ قشنگی
بدون هیچ هشدار و غافلگیری ( منو از اینجا بیرون بیار )
بدون هیچ هشدار و غافلگیری ( منو از اینجا بیرون بیار )
بدون هیچ هشدار و غافلگیری، لطفا ( منو از اینجا بیرون بیار )
( این قسمت یه اشاره واضح به همون تصویر کلیشه ای زندگی ایده آل با خونه ویلایی، حصار سفید و خانواده خوشبخت داره، همون رویای زندگی ای که از بیرون خیلی جذاب و وسوسه کننده به نظر میرسه، اما در واقعیت لزوماً اون زندگی بینقصی نیست که آدم تصور میکنه. راوی انگار داره نشون میده که رسیدن به این تصویر ظاهراً کامل، قرار نیست دروازه ای به سمت یک زندگی واقعاً شاد و بیدغدغه باشه. جالب اینه که در نسخه اولیه ترانه این بخش به شکل Such a pretty house and such a pretty baby بوده یعنی به جای “باغ قشنگ” از “بچه قشنگ” حرف زده میشده که ارتباطش با تصویر کلیشه ای خانواده ایده آل حتی مستقیم تره. در قسمت نهایی آهنگ Let me out of here رو میشنویم این جمله وقتی موزیک ویدئوی آهنگ رو در نظر بگیریم، معنای جالب تری پیدا میکنه، جایی که Thom داخل یک محفظه شیشه ای گیر افتاده و آب داره کم کم اون رو پر میکنه. بنابراین در یک برداشت کاملاً تحت اللفظی، Thom واقعاً داره التماس میکنه که منو از اینجا بیرون بیار. شاید شغلی که به تدریج نابودش کرده اون رو به سمت خودکشی کشونده اما حالا از تصمیمش پشیمون شده و میخواد از اون وضعیت نجات پیدا کنه. البته این فقط یک برداشت مستقیم از تصویر موزیک ویدئوئه. در یک تفسیر استعاری تر “منو از اینجا بیرون بیار” میتونه به این معنی باشه که راوی میخواد از خودِ زندگی و وجودش رها بشه و مرگ رو راهی برای رسیدن به این رهایی میبینه، برداشتی که با مضمون های مربوط به مرگ و خودکشی در سراسر آهنگ هماهنگه. از طرف دیگه ممکنه اصلاً منظور راوی مرگ نباشه، شاید فقط داره آرزو میکنه از شغلی که کم کم نابودش میکنه یا شرایط خسته کننده و خفه کننده زندگیش خلاص بشه. همین ابهام باعث میشه این جمله هم زمان هم حسِ گرفتار شدن و هم میل شدید به رهایی رو منتقل کنه. )











اینو گذاشته بودم کنار برای همچین روزی 👀
ببین شمردنش سادس توی قسمت ترجمه آهنگ هر صفحه 10 تا آهنگ میاره وقتی میشه 100 صفحه کامل یعنی 1000 تا آهنگ 😂
ببین شمردنش سادس توی قسمت ترجمه آهنگ هر صفحه 10 تا آهنگ میاره وقتی میشه 100 صفحه کامل یعنی 1000 تا آهنگ 😂
عجب آهنگی برای اینکه بشه هزارمین اهنگ ✨️✨️✨️✨️
تبریک حسی جان همینجوری پر قدرت ادامه بده،بعدشم حال داریا میشینی میشمری چند تا آهنگ ترجمه کردی؟😆