متن و ترجمه آهنگ Indigo Night از Tamino ششمین ترک از آلبوم Amir که سال 2018 به همراه یک موزیک ویدئو منتشر شد.
سلام بدونیمی های عزیزم امیدوارم حالتون خوب باشه، امروز متن و ترجمه آهنگ Indigo Night رو براتون آماده کردم و قراره داستان پسر مسافری رو گوش کنید که با وجود سفرهای زیادش هنوز نتونسته از زندگی لذت ببره.
Tamino یه خواننده و ترانه سرای بلژیکی مصریه که با صدای عمیق و خاص، فضای موسیقی مرموز و احساسی و ترانه هایی که معمولاً سراغ تنهایی، عشق، رنج و جست و جوی معنا میرن شناخته میشه. موسیقی اون ترکیبی از آلترناتیو راک، ایندی، موسیقی شرقی و حال و هوای خاورمیانه ایه و همین ترکیب باعث شده سبک شخصی و متفاوتی داشته باشه.
Tamino که نام کاملش Tamino-Amir Moharam Fouad هست، فعالیت حرفه ای خودش رو در اواخر دهه 2010 شروع کرد و با آهنگهایی مثل Habibi و Indigo Night بیشتر مورد توجه قرار گرفت. آلبوم های Amir و Sahar هم جایگاهش رو به عنوان یکی از صداهای متفاوت موسیقی آلترناتیو تثبیت کردن، هنرمندی که موسیقیش بیشتر از اینکه صرفاً برای شنیدن باشه فضایی برای فرو رفتن در احساسات و فکرهای درونی ایجاد میکنه.

آهنگ Indigo Night داستان پسر مسافری رو بیان میکنه که با وجود دیدن جاهای مختلف دنیا و آشنا شدن با آدمای زیادی هنوز احساس رضایت و خوشحالی نمیکنه. اون زندگی رو مثل یه فیلم از پشت صفحه تماشا میکنه و خودش رو شبیه یه ماشینِ در حال حرکت میبینه انگار دیگه نمیتونه هیجان یا لذت واقعی رو تجربه کنه. اما یه شب با گروهی از دخترها آشنا میشه که بهش کمک میکنن جور دیگه ای به زندگی نگاه کنه و تجربه ای تازه داشته باشه، تجربه ای که باعث میشه برای اولین بار بعد از مدتها احساس کنه واقعاً زنده است و دیگه اون ناامیدی همیشگی رو نداره، هرچند یه مقدار نوع تجربش غافلگیرتون میکنه.
بسیار خب دیگه بریم سراغ متن و ترجمه آهنگ Indigo Night امیدوارم لذت ببرید و مثل همیشه حرفی سخنی بود بهم بگید.
کانال تلگرام و پیج اینستاگراممون رو هم دنبال کنید حتما:
راستی بدونیم یک گپ هم داره که اگه دوست داشتید میتونید تشریف بیارید و با بدونیمی های دیگه آشنا بشید:
Indigo Night :
متن و ترجمه آهنگ Indigo Night :
Imagine, the girls around town assemble
The traveler’s son they come askin’
Where he came from
‘Cause they’ve watched him
Washing his face near the pond
A curious boy and they wonder
Where he came from
تصور کن، دخترای شهر دور هم جمع میشن
سراغ پسرِ مسافر میان و میپرسن
از کجا اومده
چون وقتی کنار برکه صورتش
رو میشست دیدنش
یه پسر کنجکاو و اونا توی این فکرن
که از کجا اومده
( پسر مسافری که ازش صحبت میشه نماد یک روخ تنها و متفاوتِ کسی که به خاطر ناشناخته بودنش برای دیگران جذاب شده. مقدمه آهنگ Indigo Night سعی داره شنونده رو با ترکیبی از زیبایی، تنهایی، شکوه و حس سرگردانی یک روح که حتی بین آدما هم دنیای خودش رو داره آشنا کنه. )
He says: “I, I have seen the world’s most beautiful places
Still I feel, as If I’m a walking machine
Watching it all through a screen
There is nothing in between to me
This might as well not be real”
پسرِ میگه ” من زیباترین مکان های دنیا رو دیدم
اما همچنان احساس میکنم انگار یه ماشین متحرکم
که همه اینها رو از پشت یه صفحه نمایش تماشا میکنم
برای من هیچ پیوند واقعی بین خودم و جهان وجود نداره
همه اینا میتونه غیر واقعی هم باشه “
( این قسمت میتونه برداشت Tamino از افسردگی و بی حسی باشن که باهاش همراه میشه. پسر خودش رو شبیه یه ماشین در حال حرکت میبینه، حسی که خیلی از آدم هایی که با این وضعیت دست و پنجه نرم میکنن تجربش میکنن. دیگه هیچ احساس انسانی، هیجان یا حس عمیقی ندارن. انگار بی حس و بی تفاوت شدن و فقط مثل یه ماشین به حرکت ادامه میدن و همین موضوع باعث میشه از وضعیت خودشون عذاب بکشن. انگار تنها چیزهایی که واقعاً حس میکنه، ناامیدی و همین بی حسیه. عبارت همه چیز رو از پشت یه صفحه تماشا کردن هم میتونه به نگاهش به زندگی در چنین شرایطی اشاره داشته باشه. حس نمیکنه واقعاً خودش داره زندگی میکنه، نه از چیزهایی که میبینه هیجان زده میشه و نه از آدمایی که باهاشون آشنا میشه لذتی میبره. برای همین انگار فقط نشسته و از زاویه دید یه تماشاگر تلویزیونی زندگی خودش رو نگاه میکنه، بدون اینکه واقعاً درگیر اتفاقاتش بشه. همه چیز براش یکسان و بی معنی به نظر میرسه و در نتیجه نسبت به همه چیز بی تفاوت میشه. وقتی همه چیز اینقدر بیحس و غیرواقعی به نظر میرسه حتی گفت و گویی که داره هم میتونه براش غیرواقعی به نظر بیاد چون واقعی بودن یا نبودنش دیگه تفاوتی براش ایجاد نمیکنه.)
Imagine, the girls take him up on a hill
It’s an Indigo night, there’s a chill
The boy is confused but he’s still
As they gather around him
So many of them, they all sing
About the pleasures of life
تصور کن دخترا اون پسرو با خودشون به بالای تپه میبرن
شب نیلی رنگِ و سرمای ملایمی در هواس
پسر سردرگمِ اما آرام و بی حرکت میمونه
همینطور که تعداد زیادی از اونا
دورش جمع میشن، همگی
از لذت های زندگی میخونن
( پسر هنوز سر جاش مونده، چون میخواد ببینه قراره چه چیزی بهش نشون بدن. به عبارت دیگه با وجود تمام این بی حسی و بی تفاوتی، هنوز نسبت به زندگی کنجکاوه و دلش میخواد واقعاً زندگی رو تجربه کنه. پسرِ مسافر قبلاً به عنوان یه غریبه توصیف شده بود اما حالا میفهمیم که در واقع آدمی کاملاً باز و پذیراس و درباره خودش هم برداشت اشتباهی داشته. دخترها که از لذت های زندگی میخونن باعث میشن این حقیقت رو بفهمه چون بهش نشون میدن راهی که برای پیدا کردن خوشبختی انتخاب کرده بود، یعنی سفر کردن نه تنها چندان جواب نداده بلکه خوشبختی ماندگاری هم براش نداشته. )
And he cries: “Why can’t I sing along with some feeling, or some meaning?
It feels like I’ve always been blind
I don’t know why you girls are so kind
For there are so many in line
Whose lives aren’t as lost as mine”
با بغض میگه ” چرا نمیتونم با یکم احساس یا مفهوم همخونی کنم؟
احساس میکنم انگار همیشه کور بودم
نمیدونم چرا شما دخترا انقد مهربونید
چون آدمای زیادی تو صف هستن
که زندگیشون مثل من اینقدر تباه نیست
( این قسمت مستقیماً با حرفی که شخصیت درباره ناتوانیش در خوندن با احساس و معنی میزنه در تضاده، چون صدای Tamino اینجا پر از احساس و شور و هیجانه. در طول آهنگ تنها دو ورس هستن که با اون لحن یکنواخت و غمگین خونده نمیشن و هر دوشون رو پسرِ مسافر میخونه. این موضوع نشون میده که با وجود اینکه خودش رو شبیه یه ماشین در حال حرکت میبینه در واقع آدمی بسیار احساساتیه. این کشف و درک تازه واقعاً چشمش رو به روی حقیقت باز میکنه حتی با اینکه قبلاً زیباترین جاهای دنیا رو دیده بود. توی قسمت آخر Tamino صداش رو بالا میبره و این کار فضای آروم و غمگین آهنگ رو میشکنه. این تغییر میتونه نشون دهنده کلافگی و ناراحتی پسرِ مسافر از دخترهای شاد و بیخیالی باشه که در حالی که خودش به شدت احساس افسردگی و گم گشتگی میکنه اونا سرخوش و خوشحالن. در واقع ناراحتی اصلیش از اینه که اونا میتونن خوشحال باشن اما خودش نمیتونه. )
Now something happened there
The smell of the grass, or maybe the air
There was no more despair
Just something about that night
Maybe the girls, they lit some light
And made everything right
‘Cause he’s never been
More alive
اتفاقی اونجا رخ داد
به خاطر بوی علف یا شاید هوا
دیگه هیچ ناامیدی و اندوهی وجود نداشت
فقط چیز خاصی توی اون شب وجود داشت
شاید دخترا نوری روشن کردن
و همه چیزو رو به راه کردن
چون اون تا حالا
اینقدر احساس زنده بودن نکرده بود
( با توجه به اینکه فضای آهنگ توی این قسمت همچنان غمگین و سنگینه، میشه این بخش رو به عنوان اشاره ای به آشنا کردن پسرِ مسافر با مواد مخدر به خصوص ماریجوانا در نظر گرفت نه صرفاً آشنا شدن با آدم های جدید و پیدا کردن همدم. عبارت بوی علف میتونه یه معنای دوگانه داشته باشه از یه طرف به علف های روی تپه اشاره میکنه و از طرف دیگه grass در زبان عامیانه به ماریجوانا گفته میشه. همینطور عبارت هایی مثل دیگه ناامیدی وجود نداشت و هیچ وقت اینقدر زنده نبود میتونن به حالتی اشاره داشته باشن که در اون محدودیت ها و احساسات منفی موقتاً سرکوب شدن. عبارت یه نوری روشن کردن هم میتونه به روشن کردن سیگار یا بلانت اشاره داشته باشه. در مجموع این تفسیر میتونه به این احتمال اشاره کنه که دخترها پسرِ مسافر رو با ماریجوانا آشنا میکنن و متن با استفاده از همین معانی دوگانه بین ملاقات روی تپه و توجه تازه ای که دخترها بهش نشون میدن ارتباط ایجاد میکنه. در آخر باید بگم تجربه ای مثل استفاده از این نوع مواد به هیچ عنوان توصیه نمیشه و میتونه آسیب عمیق روحی و روانی براتون در پی داشته باشه، حتی برای تفریح هم سمتش نرید. )










